سی سال، یک نتیجه: «هر شکست، تلنگری از قدرت انتخاب‌هایم است»

در کشاکش لحظه‌ها و دقیقه‌هایی که بر من در این سی سال گذشته است، زیباترین آن ها، همان لحظه‌هایی است که با خود خلوت کرده‌ام. من برخلاف بسیاری، غبطه‌ی دوران کودکی را نمی‌خورم. هر چند که نفس کشیدن در یک هوای پاک و عاری از هر گونه گرد وغبار کینه و حسد، براستی که ستودنی است. اما من عاشق ان لحظه‌هایی هستم که با کتاب‌ها بودم، روح عطش‌ناپذیر من، هر روز گام در مسیری تازه می‌گذاشت. آن کنج کتابخانه که مطمئن هستم خیلی خوب به یادم می‌آورد، دوست بودیم، هر هفته، ساعتی از مدرسه را به این کنج می‌سپردم تا با من در حرکت از مسیر عرفان با گلشن راز هم‌آوا شود، لختی با واگویه‌های لئو تولستوی، داستایوفسکی، چارلز دیکنز تن و روان را صیقل می‌ دادیم. من ان روزها، همان روزها که حساب و هندسه، کلافه‌ام می‌کرد به قدرت کتاب پی بردم. آن‌گاه که  شاهد یک اعجاز بودم و هم اکنون که سی سال هم تمام شد، من یک بانوی سی ساله هستم. سی سال با تجربه‌ها و گردآوردن خاطرات انبوه. امروز من و قلمم بیشتر از همیشه با هم دوست شده‌ایم با همان قدرت تکیه بر واژه‌ها که از کتاب‌ها  آموخته‌ام. 

/ 1 نظر / 42 بازدید
مهري

عزيزم زندگی كن من سي و دو سالمه و حتي يك روز هم زندگی نكردم[ناراحت]