توجه به تفاوت های فرهنگی و نقش آن در مدیریت تعارض ( جمع بندی )

در چهار مطلب گذشته بصورت کوتاه و مختصر تلاش داشتم تا بدیهیاتی را در ذهن دوستان بازنمایی کنم که تامل و تفکر در مورد آنها می توانست در رفتار روزمره ما تاثیر گذار باشد، تاکید و تمرکز ایده و نظرم بر سازه هایی بود که توجه به این سازه ها ، ساختار رفتار میان فرهنگی ما را تحت تاثیر قرار می داد ، برای ما که در کلان شهر هایی چون تهران زندگی می کنیم و یا در شهرهایی که بدون حساب و کتاب شکل گرفتند و بافت فرهنگی و جمعیتی آنها بدون هیچ برنامه ای مدون بوده است.

هدف من ، گوشزد کردن نکاتی بود که همگان می دانستند ولی شاید نیاز بود کسی دوباره آنها را زمزمه کند:

" تعامل خرده فرهنگها ، منجر به شکل گیری یک فرهنگ قوی تر خواهد شد"

در نوشته های پیشین عرض کردم ، در شناخت فرهنگ ها ، فرهنگ خوب و بد نداریم ، اگر هدف را تعالی انسان در نظر داشته باشیم ، یک رفتار فرهنگی ، فقط و فقط می تواند قوی و ضعیف تعریف شود ، رفتار فرهنگی که جامعه را برای رسیدن به اهدافش یاری رساند قوی و رفتاری که جامعه را به سقوط بکشاند ضعیف به شمار می آید.

و حال کدام نگرش ها و رفتار های فرهنگی در جامعه ایران قوی و ضعیف هستند ؟ اصلا هدف چیست؟

بنابراین ، در یک گردهمائی ، حواسمان باشد گفته و ناگفته هایمان می تواند در افراد ، با معانی متفاوتی متصور شود و از این روست که بعضی وقت ها مکث کنیم و تاملی کنیم که شاید روش بیان ما اشکال دارد و یا شاید طرف مقابل منظورمان را متوجه نشده است.

در یکی از نظرات ، خانم خلقتی پرسشی را از من داشتند و من با اندیشه ای که در باب پرسش خوب و مناسب این دوست داشتم بدین صورت پاسخ می دهم:

گمان می کنم ، صحبت کردن در مورد موضوعی چون شبکه های اجتماعی ، که شاید برای افراد ملموس تر از روزنامه و یا حتی رادیو وتلویزیون باشد سخت است و در مقابل افرادی که خود نقش آفرین هستند و از تولید کنندگان و مصرف کنندگان محتوا به شمار می آیند ، باید بی پیرایه به میدان رفت.

یادمان نرود ، فضای واقعی آن روز گردهمائی ، بازنمایی از فضای مجازی است که مدت ها پیش  ، شکل گرفته بود .

یادمان نرود مبحث رسانه های اجتماعی آنقدر شیرین هست که هر پژوهشگری را به این سمت سوق دهد ، حال این پژوهشگر ارتباط شناس باشد و یا جامعه شناس . روان شناس باشد و یا  رفتار شناس. از برنامه نویس گرفته تا یک مدیر ، از حقوق دان گرفته تا بازار یاب ، همه و همه نشان از کارایی این مقوله ها دارد.

چند ماه پیش ، دوستی از بوشهر ، ایمیلی برایم زده بود ، پژوهشی درباره فروم ها داشت ، دانشجوی کارشناسی کتابداری بود و البته پژوهشگر ، درباره انگیزاننده های حضور کابران در تالارهای گفتگو مطالعه می کرد ، چقدر جالب است.

اطلاع دارم که در تهران چند گروه مختلف بدون این که از فعالیت های هم خبر داشته باشند ، پژوهشگر عرصه رسانه های اجتماعی هستند، چه خوب!

و چه بد ! که از هم اطلاع ندارند و یا نمی توانند و یا امیدوارم که این طور نباشد نمی خواهند با همدیگر فعالیت کنند و یا از آخرین مطالعات همدیگر استفاده کنند و شاید برای همین هم هست که بعد از حضور جدی فیس بوک در ایران و گذشت هفت سال از آن ، انتخاباتی در ایران برگزار خواهد شد که اگر شبکه ای اجتماعی رقم زده می شد از هزینه  میلیاردها تومان  برای تبلیغات ، صرف نظر می شد.

اگر این پدیده شکل نگرفته است جدای از مشکلات موجود برای فعالیت این رسانه ها در ایران ، یک دلیل فرعی تری هم وجود دارد و آن این است که مطالعات منسجمی در این راستا وجود ندارد و تمرکزی نیست تا بر اساس اهداف ملی ، آثار آن پدیدار شود.

و آیا این مشکلات می تواند چیزی جز از مشکلات فرهنگی باشد که بر اثر رشد فردگرائی افراطی بوجود آمده است؟  

/ 4 نظر / 20 بازدید
مرضیه

سلام خانوم پورمعصوم ممنونم که به سوال من توجه داشتید و پاسخ دادید. سلسله مقالات خوبی نوشتید و از منظر متفاوتی به همایش توجه کردید. وقتی به پرسشهای انتهایی نشست فکر می کنم می بینم کاملا با شما موافقم قطعا یک درک کاملا متفاوت معنایی میان سخنرانان با دوستانی که انتقاد کردند وجود داشت. به اضافه اینکه این درک متفاوت حتی بین دوستان شبکه از سوالات و انتقادات مطرح شده هم وجود داشت. من حتی در کامنت های وبلاگ خودم در همین رابطه دیدگاه های بسیار متفاوتی دیدم. یعنی سوالاتی که منتقدان مطرح کردند از منظر هر کس به گونه ای متفاوت برداشت شد. مثلا من تصورم این بود که شخص سوال کننده با کلیت نگاه علوم اجتماعی مشکل داشت در حالی که برخی از دوستان اصلا چنین برداشتی نداشتند. من برخی از سوالات آن روز را هنوز به یاد دارم شما هم اگر یادتان هست به آن اضافه کنید. ادامه دارد...

مرضیه

سوالاتی از این دست : چه هدفی از برگزاری همایش داشتید ؟ (نقد اهداف) پرداختن به موضوع به این شکل چه نتایجی دارد ؟ (نقد رویکرد علوم اجتماعی ) موضوعات پرداخته شده چرا فقط انسانی است؟ چرا اساسا به این موضوع از یک منظر پرداخته شده؟ (نقد تک بعدی بودن همایش) چرا به موضوعات دیگر پرداخته نشده؟ (جای خالی سایر دیدگاه ها) این موضوعاتیکه مطرح کردید را قبلا هم می دانستیم، چرا نکات جدیدی مطرح نشده ؟ (نقد جدید نبودن موضوع مقالات) چرا موضوعات مطرح شده کاربردی نیست؟ (نقد کاربردی نبودن رویکرد علوم اجتماعی) چرا موضوعات به شیوه ای قابل استفاده و کاربردی تر بیان نشده؟ (نقد روش ارائه مقالات) چرا در عنوان همایش به رویکرد علوم انسانی آن اشاره نشده؟ (نقد به اطلاع رسانی و تبلیغات همایش) من تصور می کنم حتی دوستانی که در جلسه بودند و سعی کردند همانجا پاسخ دهند و دوستانی که بعدا در وبلاگشان یا در کامنت ها نظر دادند برای هر کدام بخشی از این انتقادات پر رنگ تر به نظر رسیده است به خاطر همین حتی بین خود دوستان شبکه هم اختلاف نظر راجع به سوالات و نقد مطرح شده وجود داشت که البته هر کس هم سعی کرد به شیوه خود به آن پاسخ دهد. ادامه دارد...

مرضیه

من الان تصور می کنم از مجموع مقالات خوب شما می توان نتیجه گرفت که آن دوستان هم از مسیر دیگری با موضوع رسانه های اجتماعی آشنا بودند مسیری که شاید بسیار بسیار متفاوت از مسیر ما بود. این مسیر آنقدر متفاوت بود که برخی از نقدهای آنها کاملا اساسی و زیر بنایی به نظر می رسید و البته برخی نقدهایشان هم جای بحث و گفتگوی منصفانه تری داشت که متاسفانه چون در کنار همان موضوعات زیربنایی مطرح شد عملا واکنشهای تندتری را در دفاع از همایش و مقالات و نگاه علوم اجتماعی برانگیخت. به هر حال آنها انچه را می خواستند در این همایش پیدا نکردند و شاید هم اساسا راه را اشتباهی امده بودند چون اکثر همایش ها معمولا با همین بضاعت از نظر علمی برگزار می شود و ارائه مقالاتی که مثلا مسیر تحقیقات یک حوزه را دگرگون می کند یا روشها و نظریه های کاملا جدیدی را ارائه می کند معمولا در قالب چنین همایشهایی ارائه نمی شود... از مجموع مقالات خوبی که نوشتید و اینکه به سوال من اهمیت دادید ممنونم. ضمنا ببخشید که کامنت من اینقدر طولانی شد. موفق باشید

هاشمی

خوب بود استفاده کردم.