پرده دوم از پایان نامه

در محیطی بزرگ شده ام که تفاوت های فرهنگی دیده می شدند و در فضایی قد کشیده ام که یکتا پرستی و عشق به حضرت محمد (ص) از ارزش های مشترک بوده است.

روزهای عاشورا و تاسوعا که می شد یک همسایه کرد زبان داشتیم که شعله زرد درست می کرد و رویش اسم حضرت ابوالفضل را می نوشت ، دوست ارمنی داشتم که می گفت  سریال های ماه محرم و رمضان را بسیار دارد و از پیام های معنوی این سریال ها استفاده می کند . عید قربان و فطر که می شد باور  داشتیم دوستان کرد و اهل تسنن ، بسیار خوب ، این دو عید را ارج می نهند.

ولی با این حال ، " بنیتا " آن دوست ارمنی از ایران رفت و با تمام علاقه اش به ایران ، زندگی در غربت را انتخاب کرد ...

تنش های میان اکراد و کشورهای همسایه ، دوستان کرد عراقی را هم بازی مان کرد  و خاطره پررنگی که برذهنم نهاد زبان فارسی شکسته ای بود که "رژین " بر زبان می آورد.

ولی واقعا چه شد؟ که بنیتا رفت و رژان دوست دیگر کرد ایرانیم ، از اصرار خانواده همسرش برای آموزش زبان کردی به فرزندش گله می کرد و دیگر دوستان آذری ، از هر اسمی که ریشه در زبان ترکی داشت استقبال می کردند و گاه عده ای هم بودند که زبان ترکی را به لاتین می نگاشتند و یادشان می رفت که از زمان آتاتورک هنوز صد سال هم نگذشته است.

خیلی از اتفاق ها خواهند افتاد حتی اگر هزاران راه تعبیه شود ، ولی همیشه وقت برای جدایی و افتراق هست ، همیشه می توان همه چیز را خراب کرد ولی نمی توان از نو ساخت.

روح یک انسان عمیق تر از ژرف ترین دریاهاست

یک ملت بطن میلیون ها روح است که باید بدنه ای برایش ساخت تا هزاران رگ و میلیون ها مویرگ در آن به تکاپو بپردازند و شاهرگ های ملت ایران هم همین اقوام هستند که بدون حیات هر یک از این ها ، ملت و دیگر شاه رگ هایی هم نخواهند بود.

/ 5 نظر / 29 بازدید
محمد نصرتی

احسنت یک سالی به عنوان روابط عمومی یک سازمان مرتبط با مسائل قومی و مذهبی مشغول خدمت بودم و شاهد این اختلافات و رفتارهای فرهنگی متفاوت نیز بودم. امیدوارم در پایان نامه ی خوبتان به صورت عملیاتی نیز در سطح جامعه نموده داشته باشد.

ققنوس

سلام واقعن درسته ! من الان دارم تو دانشگاه میبینم که روابط بین دوستان حالت قوم مداری داره و هر کی بیش تر سمت خودشه ! الان من از هر قومی باشم اول خودم و قومم رو ملت خودم میدونم بعد مردم کشورم رو ! همانطور که من اول میگم ملت مسلمان ایران بعد میگم امت مسلمان ! لباس محلی پوشیدن یا در بین جمع به زبون محلی حرف زدن یا خندیدن ها به دیگران همه و همگی نشانه ای از این داره که این افراد یاد گرفتن که تعامل با قوم های دیگر رو بدون غرض یاد نگیرند ! یعنی این جامعه ی ما هستش که این شکلی بارش آورده ! وما هم خواسته و نا خواسته بهش دامن زدیم ! همون دوست کرد زبونت رو چند بار مهمونش کردی ؟؟ یا اون تو رو ؟؟ آیا با تو بودن براش یک ابهام رو در مقابل دیگر هم قومی هاش تداعی نمی کرد که این چرا با یه غیر کرد داره حرف می زنه ؟؟ متاسفانه ما داریم حال رو می بینیم و برای جامعه ی حال داریم فرزندانمون رو تربیت می کنیم ! که در این صورت هیچ چیزی اصلاح نخواهد شد چون هر اصلاحی بدست نسل های آینده خواهد بود !! اما باید دونست که امام علی (ع ) فرموده اند : "فرزندانتان را برای آینده تربیت بکنید " ببخشید پر حرفی و متن پر از

ققنوس

بسم رب الشهدا الان كه دارم دوباره به اين نوشته ي شما نگاه مي كنم ، ميبينم كه كمي نوشته ي شما سطحي مي باشد ! الان در اسپانيا كه ديروز ال كلاسيكوي جالبي رو هم در ورزشگاه نيو كمپ بارسلون شاهد بوديم ، قوم گرايي داره اوج ميگيره ! ديشب در نيو كمپ بيش از 25000 گل سرخ براي بانوان ، 30000 روبان سرخ براي اقايان و 90000 كتاب ( براي ترويج فرهنگ كاتالان ها ) توزيع شد ! اين كاتالان ها از مادريدي ها متنفرند ! اگه بخواهيم بهتر به دنيا نگاه بكنيم ، خواهيم ديد كه اين مشكل در همه ي كشور هاي دنيا وجود دارد چه برسد به ايراني كه بازمانده پهناور ترين امپراطوري جهان است و در آن از هر نژاد و قومي مي توان يافت ! در واقع اين مشكل در ايران در 100 سال اخير و بعد از انجام اصلاحات رضا خان تشديد شده است و قبل از آن اين چنين مشكلي در اين حد و اندازه وجود نداشت . حتي قبل از آن شاهد بوديم كه مردم ايران براي كمك به ديگر مردم كشور ها نيز داوطلبانه حاضر ميشدند. اما بعد از ترويج فرهنگ رضا خاني و سعي براي هضم نژادها و قوم ها در درون يك قوم خاص براي واقعيت بخشيدن به فرهنگ ملت يكپارچه و تقابل هاي ايجاد شده،قوميت به عنوان يك فاكتور مطرح شد

یک دوست

کی دفاع می کنی؟ ما که خسته شدیم ، خودت خسته نشدی بابا اینقدر حساس نباش

فهمیزی

چه نوشه تفکر برانگیز و دلسوزانه ای کاش می شد گسترده تر به این موضوع می پرداختید و بحثی را در وبلاگ ارزشمندتان راه می انداختید