چرا ترانه ها یمان غم انگیزند؟

 

دارم دق می کنم تحمل ندارم دیگه خسته شدم دارم کم میارم دلم تنگ شده دیگه نا ندارم همش بی قرارم

دیگه اشکی برام نمونده دیگه ........

 

 این همه بی وفایی ، ندارد .... به خدا اگر .... خبر ، نیابی  .........

چشم هات می بندی .. دست هام بگیری ، شایدم از لرزش دستام و باورن اشکام که می ریزن روی دستام

آخ بمیرم و نبینم .......

 نمی دونم ما ایرانی ها چرا شاد نیستیم؟

  • خیلی سخته وقتی دلم گرفته یه ترانه شاد و پر انرژی پیدا کنم و شارژ بشم. نه این ترانه های زیر زمینی که بیشتر برام سردرد میارن و نه همه اون ترانه ها و آهنگ هایی که توی اینترنت میشه دانلود کرد.
  • برام جای سؤال داره که چرا قبل انقلاب ، بیشتر ترانه های مردم پسند ،  غم انگیزند و چرا بعد انقلاب ، مداحی ها و روضه خوانی ها بیشتر از مولودی ها مورد توجه قرار گرفتند؟
  • برام جای سؤال داره که خیلی وقت ها  مردم به همدیگه ترانه ها و آهنگ هایی رو پیشنهاد میدن که محزون و دل شکسته هستند؛
  • نمی دونم چرا فیلم های هندی تو ایران بیشتر جاباز کرد و کمدی ها تا چند مدت پیش دلقک بازی تصور می شدن.
  • نمی دونم و همه این نمی دونم ها تفاوت من با نسل های قبل من هستن
  • یواش یواش داریم می فهمیم که شاد کردن و خندوندن همدیگه خیلی سخت تر از محزون کردن و گریه از چشم در آوردن هست.

با پرهیز از چاپ این نوشته به زندگی درختان کمک کنیم.

/ 1 نظر / 41 بازدید
فهمیزی

منم اخیراً مطلبی در وبلاگم نوشتم با عنوان"یادش بخیر" علاوه بر غم ما همیشه حسرت گذشته را می خوریم و این حسرت شاید یکی دیگر از دلایل اندوه ماست یکی دیگر شاید به دینمون برمی گرده(البته نه به ذات دین)که مناسبتهای سوگش چند برابر مناسبتهای سرور است و این سوگ در فضای جامعه حاکم می شود یکی دیگر مشکلات مالی و یکی دیگر روابط گسسته علطفی چند وقت پیش در جایی خواندم که نوشته بود 80 در صدد زوجهای ایرانی در شرایط طلاق عاطفی هستند