[در متن با حاشیه]


+ یادداشت هایی درباره رسانه های اجتماعی

مدتی هست یادداشت هایی را درباره رسانه های اجتماعی در وب سایت رسانه های اجتماعی متعلق به آقای جواد افتاده، منتشر می کنم. فکر می کنم این سایت  به مکان خوبی برای مطالعه مباحث تخصصی رسانه های اجتماعی تبدیل شده است، از این رو چند یادداشتی را که در این سایت، منتشر شده است را برایتان معرفی می کنم:

۵ راهی که رسانه‌های اجتماعی، زندگی شما را مدیریت خواهند کرد 

مرگ واقعیتی ماندنی است! چطور زنده بمانیم؟!

 درنگ کنید؛ رسانه‌های اجتماعی رایگان نیستند؟

 میکرو استراتژی به زبان ساده

 10 مهارت فیس بوک برای روزنامه نگاران  

 رسانه های اجتماعی از منظر مدیریت رسانه

10 گام سال 2013، برای موفقیت در رسانه های اجتماعی (1)

10 گام سال 2013، برای موفقیت در رسانه های اجتماعی (2)   

comment شما()

+ یک قدم تا مدیریت رسانه (2)

گفتیم که مدیریت رسانه، علم و هنر انتقال پیام به بهترین صورت است چنان که همراه با رشد فناوری و تکنولوژی و چند بعدی شدن رسانه‌ها، مهارت‌هایی که یک مدیر رسانه به آنها برای تسلط بر دنیای رسانه‌ها، پیدا می‌کند رو به افزایش است. در واقع دنیای رسانه‌ها، دنیای لغزنده‌ای است که زیر پای مدیر رسانه را مدام خالی می‌کند و اگر مدیر یک رسانه، انسان جسور و جاه‌طلبی نباشد، نمی‌تواند روی سطوح لغزنده دوام بیاورد. برای همین هم، یک مدیر رسانه همانطور که با کسب اطلاعات اساسی رشته مدیریت رسانه در حوزه‌های علوم ارتباطات، مدیریت و اقتصاد سعی می‌کند تا خود را برای موج‌سواری بر روی یک رسانه آماده کند. به‌روز رسانی اطلاعات و مهارت‌ها نیز از اموری است که می‌تواند در موفقیت یک مدیر رسانه سرنوشت ساز باشد.

ولی اگر بخواهیم حوزه‌های اساسی این رشته را نام ببریم، سه حوزه، علوم بنیانی رشته مدیریت رسانه را تشکیل می‌دهند. حوزه علوم ارتباطات اجتماعی که آشنایی با دنیای ارتباطات و سرگذشت علم ارتباطات اجتماعی را به دنبال دارد. شناخت جایگاه رسانه‌ها در دهکده کوچک جهانی و درک فضای ارتباطی از جمله اندک ویژگیهایی است که یک مدیر رسانه باید بداند. البته فهم و درک این فضا جدای از شور و انگیزه شخصی نیست چرا که داشتن روحیه‌ای سوداگرا و خستگی ناپذیر، از عناصر ضروری یک ارتباط‌گر اجتماعی است که تا دست‌یابی به یک ارتباط کامل، راحتی نداشته و آسوده نمی‌نشیند؛ بنابراین تسلط به علوم ارتباطات اجتماعی، بیشتر به تجربه‌ی ارتباط‌گری یک مدیر رسانه برمی‌گردد چون اگر یک مدیر رسانه نتواند و یا میل برقراری ارتباط با فرد، گروه و جامعه انسانی را نداشته باشد امکان ندارد که بتواند نقش رسانه را در فرایند ارتباطات درک کند.

و اما دومین حوزه، حوزه مدیریت و دانش اداره کردن یک رسانه هست که اغلب آن را در زیر مجموعه‌ی مدیریت دولتی و بازرگانی قرار می‌دهند و یکسری دروس عمومی و تخصصی مدیریت را شامل می‌شود که در ایجاد رویکرد مدیریتی به رسانه تاثیر دارد. سومین حوزه نیز حوزه اقتصاد است چنانکه حرکت رسانه‌ها از ایفای نقش‌های اطلاع رساتی و آموزشی به ایفای نقش سرگرمی، آن‌ها را به عنوان یک بازیگر و فعال اقتصادی اثرگذار در بازار تبدیل کرده است. رویکرد تجاری به رسانه و استفاده ابزاری از آن، از کارکردهایی است که سایر فعالیت‌های اقتصادی را درگیر خود کرده است و در حوزه و زمینه کاری رسانه‌ها، گوی سبقت را از سایرین ربوده است. البته ناگفته نماند که داشتن دانش اقتصادی صرفا به معنای تجاری بودن یک رسانه نیست بلکه در فضای رقابتی و پرتنش امروز دنیای ارتباطات، رسانه‌ها در صورت‌های مختلف، جولان‌گر صحنه هستند و نیاز دارند تا بتوانند توجیه اقتصادی برای فعالیت‌هایشان داشته باشند. بله رسانه‌ها، نیاز جدی به دانشی دارند که بتوانند تشخیص بدهند چطور می‌توانند مانایی و زیست رسانه‌ای خود را بیمه کنند و با تحولات بازار و تغییرات محیطی و حضور رقبای تازه و فناوری‌های نوین، فرایند تولید محصولات رسانه‌ای خویش را همگام سازند چرا که هیچ رسانه‌ای ارث پدری هیچ کسی نیست و هیچ رسانه‌ای ولو از نوع دولتی و حکومتی آن هم نمی‌تواند بدون حساب و کتاب هزینه و درآمد، از عهده رسانه گردانی برآید. بنابراین مدیریت رسانه، کوزه‌ای است که دریایی در آن می‌گنجد و دریانوردان آن، با جسارت‌های توامان با شهامت و کارامدی می‌توانند آب‌های ناشناخته را درنوردند.

comment شما()

+ یک قدم تا مدیریت رسانه (1)

قرار بر این است که من در این رسانه، درباره ی مدیریت رسانه بنویسم. دوره‌ای دو ساله که بصورت تحصیلات تکمیلی در مقطع کارشناسی ارشد طی کرده‌ام. ولی قرار نیست تا یکسری نظریه و یک مشت حرف‌های گنده گنده تحویل شما بدهم پس برای شروع راه دوری نمی‌روم چرا‌که در همین اطراف، مفهوم رسانه بسیار نام آشناست. «رسانه»، یک واسطه، یک مجراست که حرف‌ها، پیام‌ها و هر آنچه را که می‌خواهیم دیگران مطلع شوند از طریق آن ارسال می‌کنیم یا به بیان درست‌تر منتقل می‌کنیم. در واقع ما و نسل‌های پیشین، تجربه استفاده از رسانه را به صورت‌های مختلف داشته‌ایم؛ نیاز به ارتباطات و انتقال اطلاعات به دیگران. زمانی‌که دیگر ارتباطات چهره به چهره، نتوانسته است پاسخگوی نیازها باشد و نسل بشر مجبور شده است تا خط را اختراع کند و بعد برای نگاشتن، کاغذ را درست کند و بعدها، فکر کرده است تا هر چه را که بدرد دیگران می‌خورد را در مجموعه‌ای کاغذی به‌نام کتاب ضبط کرده و در جایی به نام کتابخانه نگهداری کند. در اینجا بوده  که چند انسان مسلط به خواندن و نوشتن را به عنوان کتابدار، حافظان کتابخانه قرار داده است. ولی بر حسب شرایط تاریخی، بعضی از کتابداران نتوانستند پاسخگوی نیازهای ارتباطی دیگران باشند و با غل و زنجیر کردن کتابها بویژه کتاب‌های مذهبی و فلسفی، مانع دسترسی گروه‌های انسانی به اطلاعات شدند البته ناگفته نماند این ماجراها بیشتر وبال گردن کلیساها بود؛ زمانی که کشیش‌ها، کتاب مقدس انجیل را در کلیساها محبوس می‌کردند و اجازه نمی‌دادند تا خود کتابها، رسانه میان مسیحیان و دین مسیحیت باشند.

اما بعدها با  اختراع ماشین چاپ و فراگیر شدن کتاب و نشریات در قالب مطبوعات، رسانه ها جلوه بیشتری پیدا کردند چنان‌که در عصری که به عصر «گوتنبرگ» شهرت یافت، «یوهان گوتنبرگ» با تهیه مرکب مخصوص چاپ و حروف ریز و نازک و یک اندازه  از فلز، صنعت چاپ را در تاریخ بیست و پنجم ژانویه سال ۱۴۵۶ میلادی به جهان عرضه کرد که اولین کتاب چاپی در 1436م و اولین روزنامه  در 1622م به چاپ رسید.  اما این عصر نیز  با راه‌اندازی اولین فرستنده رادیویی در 1920م و اولین فرستنده تلویزیونی در 1936م به پایان رسید و دوره رسانه‌های دیداری و شنیداری شروع شد یعنی «عصر مارکنی» که با کشف امواج الکترومغناطیس و رادیویی توسط «مارکنی»، امکان نشر صدا و تصویر برای جهانیان بوجود آمد و با ورود رادیو و تلویزیون و دستگاه های ویدئو به خانه‌های مردم، رسانه  جایگاه ویژه‌تری پیدا کرد چنان که در جنگ جهانی دوم، رادیو به عنوان یک رسانه فراگیر در خدمت جنگ قرار گرفت و استفاده از ابعاد تبلیغات پروپاگاندایی این رسانه، امکان فزونی روحیه ارتش خودی و تاثیر گذاری منفی بر ارتش دشمن را برای طرفین جنگ ایجاد کرد.

رسانه رادیو، اگر چه بهره‌های جنگی برای جنگاوران داشت ولی  هنوز هم که هست، شنیدن یک صدای مخملی، گوش دادن به ترانه‌ها و شنیدن اخبار از ماندنی‌ترین کاربردهای این رسانه به شمار می‌رود. ارتباطی شنیداری که یک راننده تاکسی، یک خیاط، یک بازاری و حتی یک صنعتگر، براحتی می‌تواند با دیگران برقرار کند. هر چند که رادیو رسانه‌ای بود که نیاز ارتباطی میان گروه‌های انسانی را تسری می بخشید ولی تشنگی انسان جویای ارتباطات، پایانی ندارد و نمی‌توان آن را سیراب کرد زمانی‌که، طعم شیرین ارتباط‌گری در دهانش مزه دهد از این رو بودکه با ورود تلویزیون سیاه و سفید و بعدها تلویزیون رنگی و امکان نمایش تصویر، تلویزیون به عنوان یک رسانه جذاب مورد توجه قرار گرفت و افکار عموم را با تماشای فیلم‌های صامت و بعدها غیرصامت در اختیار گرفت.

 و باز در اوج شگفتی‌آفرینی رسانه دیگری چون تلویزیون، فرزندی به نام سینما از دل فناوری‌های شنیداری و دیداری به دنیا آمد که وارد رقابت با رادیو و تلویزیون شد و همین روند ورود رسانه‌های جدید و امکان راه‌اندازی رسانه‌های خصوصی توسط بخش خصوصی و در اختیار گرفتن افکار عمومی، مطالعات ارتباطات اجتماعی را درگیر مباحث مدیریتی کرد چنان که موسسه هنر، سرگرمی و مدیریت رسانه در سال 1976 برای  تربیت و ارائه مشاوره به مدیران و کارآفرینان راه اندازی شد و در همین دوران بود که رشته مدیریت رسانه در دنشگاه‌های بزرگ جهان شکل گرفت و رسانه‌ها که نیازمند تامین هزینه‌های مالی و جذب مخاطبین بیشتر بودند دست به دامن علم و هنری شدند که به نام مدیریت رسانه می‌توانست با بهره‌مندی از دانش‌هایی چون مدیریت ، علوم روزنامه نگاری و ارتباطات اجتماعی و اقتصاد، اهداف رسانه‌های عمومی، خصوصی و دولتی را برآورده سازد.

comment شما()

+ یه پیشنهاد برای مدیریت رسانه ای ها :))

سلام به دوستانی که وارد رشته مدیریت رسانه شدند و تصمیم به مطالعه و کسب موفقیت از این شاخه علمی دارند ، مطلب زیر واقعیتی است که اگر در تمام شاخه های علمی دنبال شود مطمئنا ثمر بخش خواهد بود ولی در رشته مدیریت رسانه توصیه می کنم که حتما به این مورد توجه کنید:
 
مارک البیون در کتاب خود تحت عنوان  «ساختن زندگی و امرار معاش» ، درباره یک مطالعه آشکارکننده از سوداگرانی می نویسد که دو مسیر کاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی کرده اند. وی چنین می گوید:یک بررسی از فارغ التحصیلان دانشکده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند.
 
گروه الف: کسانی بودند که گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر کار خواستند بکنند. یعنی اول مشکلات مالی خود را حل و فصل کنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.
 
گروه ب : شامل کسانی بود که ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند که پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.
 
چه درصدی در هر گروه وجود داشت؟ از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، کسانی که در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدکل یا 1245 نفر را تشکیل می دادند. گروه ب « اول علاقه واقعی» یعنی خطرپذیرها جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند. پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در کل این دو گروه به وجود امده بود که یک نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند.
comment شما()

+ مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت آموزشی (3)

نوشتن درباره مواد آموزشی کمی تامل بر انگیز است ، این مواد و وسایل که در هر رشته ای بنابر اقتضا و نیاز کاربرد متفاوت دارند  در بیشتر اوقات با عنوان رسانه ها جمع بندی می شوند و  این رسانه ها  که با توجه به  نوع مخاطبان و شرایط آموزشی آنها به کار گرفته می شوند تحت تاثیر ویژگیهای فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و حتی شرایط اقلیمی دانش آموزان  انتخاب می شوند ، در واقع انتخاب صحیح  و درست از میان انواع مواد آموزشی ، جزو مهارت های مدیران مراکز  آموزشی به شمار می آید.

همچنین بر اساس  نقش های  متفاوت  یک رسانه ، کارکرد آموزشی  از جمله کارکردهائی است که توانایی هم پوشانی با حوزه های مدیریت آموزشی و مدیریت فرهنگی یک جامعه را  داراست  یعنی یک رسانه  با ایفای نقش آموزش محور می رود تا در بهبود و روان سازی استراتژی های مدیریت آموزشی و مدیریت فرهنگی یک کشور ، جایگاه ویژه ای را کسب کند.  بایدها و نبایدهای تدوین این استراتژی های آموزشی متاثر از همان ویژگی هایی است که مدیر مرکز آموزشی را به شناخت ویژگیهای فرهنگی ، اقتصادی و اقلیمی دانش آموز متحمل می سازد یعنی  امکان عرضه رسانه و امکان بهره برداری مناسب از رسانه همان چیزی است که مدیریت رسانه را به میدان می کشد.

در تعاریف ها و نظرات مدیریت تکنولوژی آموزشی ، تفاوت هایی میان رسانه های آموزشی و وسایل کمک آموزشی مطرح شده است که بر اساس این دیدگاه ها ، رسانه آموزشی به عوامل ، وسایل و یا ابزاری گفته می شود که کل محتوای آموزشی را به فراگیران منتقل می کند و در مقابل ، مواد و وسایل کمک  آموزشی ، وسایلی هستند که تنها در بخش آموزش مورد استفاده قرار می گیرند مانند گچ ، تخته سیاه و .. . بنابراین رسانه های آموزشی ابزارهایی هستند که در انتقال مفاهیم نقش داشته و به عنوان بخش نرم افزاری نیز کاربرد دارند  و وسایل کمک آموزشی  که منحصرا نقش سخت افزاری را دارند نقشی در انتقال مفاهیم ندارند.

" براون" ،" لوایزر" و "هارکلرود"  در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومی را برای راهنمائی در انتخاب و استفاده از رسانه ها معرفی کرده اند که به عقیده این پژوهشگران  ،  هیچ رسانه ، رویه یا تجربه خا صی نمی تواند به تنهائی برای یادگیری بهترین باشد و   در موقع انتخاب رسانه  باید از هماهنگی میان رسانه و اهداف رفتاری آموزشی اطمینان یافت و در نهایت ،  استفاده موثر از یک رسانه در امر آموزش یک موضوع خاص ، مستلزم شناخت کافی آن رسانه و دا شتن مهارت لازم برای آن کارمی باشد .

بدین ترتیب ، انواع رسانه هایی که می توان مطرح کرد در اغلب اوقات دارای اهداف میان فردی و جمعی هستند مانند رسانه های کوچکی چون  فیلیپ چارت ، بروشور ،اسلاید، پوستر، نوار ویدیوئی ونوار کاست  و رسانه های جمعی چون  رادیو، تلویزیون، فیلم ،مجله، روزنامه، تئاتر، موسیقی . در این میان ، اینترنت و شبکه های اجتماعی  نیز از جمله رسانه های آموزشی نوینی هستند که با عنوان رسانه های اجتماعی ، حضور فعال خود را در عرصه های آموزشی  رقم زده اند ، امروزه این رسانه های نوین بدلیل جذابیت ها و داشتن عنصر فعال  اجتماعی ، گوی سبقت را از سایر رسانه ها ربوده اند.

اما هر فناوری نوینی که پا به میدان می گذارد استحقاق توجه و انتخاب را ندارد آن چنانکه یک مدیر رسانه آموزشی با بررسی ویژگیهای جامعه آموزشی خود ، میزان اثر بخشی هر رسانه را تشخیص می دهد و در دراز مدت ، کارایی نمی تواند اثر بخشی رسانه و اهداف آموزشی را تامین کند. بنابراین  در انتخاب رسانه ، ویژگیهای فرهنگی دارای اولویت بالاتری هستند چنانکه بر اساس اعتقاد کنفوسیوس ، یک عکس دارای هزاران کلمه است  و بر اساس فرهنگ  شفاهی  ایرانیان ، رادیو و رسانه های شنیداری جایگاه ویژه تری را دارا هستند.

در نتیجه مدیریت رسانه می تواند با داشتن یک دید اعم و اخص به مدیریت آموزشی نقش فعالی را در موفقیت اهداف آموزشی  داشته باشد و رسانه ها به عنوان استراتژی های آموزشی می توانند موفقیت  مدیریت آموزشی را تضمین کنند.  

comment شما()

+ مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت آموزشی (2)

کتاب به عنوان یک ابزار ارتباطی که انتقال مفاهیم و دانش را برعهده دارد با قدمت هزاران ساله ، از قدیمی ترین رسانه های بشری به شمار می آید . این رسانه چه در قالب کتیبه های سفالی که در کتابخانه های بابل نگهداری می شد و چه در قالب مجموعه ای از کاغذهای پاپیروس که مردمان رود نیل تدارک می دیدند و چه در قالب کتابهای " کُدکس " و چه در قالب کتاب های کاغذی و الکترونیکی امروز، مهمان گنجه ها شده است. این رسانه که به طول عمر بشریت  قدمت دارد از دیرباز با تاریخ انسان عجین است  ، از پادشاهان قدبرافراشته تا برانداخته ، از حاکمان دانش افروز تا خشم افروخته ، از کتابخانه های باشکوه تا سامانه های سوخته و تا کتابداران برجسته و دانشمندی چون ابن سینا ، همه جزو تاریخ و عمر کتاب هستند.

 اما بررسی جایگاه این رسانه با رویکردهای متفاوتی محقق می شود که چه در مخازن کلیساها ، به عنوان اسیر به زنجیر کشیده کشیشان وچه  به عنوان سوغات دولت عثمانی برای سرزمین های در اختیار گرفته ، همه نشانگر جایگاه خاص این رسانه هستند که نشان می دهد  هر دولت و حکومتی بنابر مصلحت خویش از آن سود جسته است. اما در این میان ، کتابداران نیزبعضی اوقات ، وظیفه گروه ارتباط گران را بازی می کردند که به عنوان گردانندگان رسانه ، بر مردم نفوذ داشتند  و گاه مانند دروازه بانان در قرون وسطی مانع دسترسی کامل و اثر بخش جامعه به این رسانه می شدند .

اما زمانی که در قرن نوزدهم اولین دانشکده های کتابداری در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد ، رسانه کتاب وارد عرصه ای شد که کتابداری به عنوان یکی از حرفه های نیازمند به آموزش در جرگه رسانه هایی  قرارگرفت که برای دسترسی و بازیابی آن ، سیستم رده بندی کنگره و دیویی شکل گرفتند که رده بندی دیویی به عنوان یک رده دهدهی و مبتنی بر شماره های اعشاری است و رده بندی کنگره که برخاسته از کتابخانه کنگره آمریکاست مبتنی بر رده های موضوعی است . در این راستا،  در طول تاریخ کتابداری ، دانشمندان غربی و شرقی بسیاری بودند که به دلیل الفت خویش با کتاب ، کتابداران کتابخانه ها انتخاب می شدند و یا القاب کتابدار را به عنوان یک افتخار کسب می کردند از جمله این افراد دانشمند هندی به نام " رانگاناتان " است که از پایه گذاران فلسفه کتابداری به شمار می آید، این دانشمند برجسته هندی در باب فلسفه کتابخانه و کتابداری می گوید:

  •     که هر کتابی خواننده اش
  •    هر خواننده ای کتابش
  •     کتاب برای استفاده است
  •     وقت خواننده را هدر ندهید
  •     کتابخانه محیطی پویا و ارگانیسمی زنده است

بنابراین می توان برای مدیریت کتابخانه ها که مامن کتابها به شمار می آیند ویژگی های بالارا برشمرد ویژگیهایی که لزوم تهیه یک کتاب را وجود خواننده و مخاطب خاص آن  می داند و برای جذب مخاطب خاص خود ، نیاز به تهیه کتاب مورد نیاز آن مخاطب را مطرح می کند رانگاناتان اعتقاد دارد که کتاب برای استفاده است و باید آن را در اختیار خواننده قرار داد و با ذکر این که نباید وقت خواننده را هدر داد اشاره به فرایند خدمات کتابداری دارد که همین مسئله در پرتو مدیریت درست در کتابخانه ها میسر می شود چرا که او باور دارد کتابخانه یک ارگانیسم زنده است . با توجه به گفته های رانگاناتان ،  شاید بتوان نیم نگاهی نیز به مدیریت در رسانه ی کتاب انداخت ، یعنی در تدوین و تهیه کتاب های آموزشی ، مخاطب را در نظر گرفت و کتاب آموزشی مورد نیاز او را تهیه کرد و در یک کلام کوتاه ، با مدیریت درست بر رسانه و در رسانه کتاب ، بتوان قدرت آموزشی این رسانه را افزایش داد.

comment شما()

+ مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت آموزشی (1)

قدرت یادگیری انسان  ،  تحت تاثیر دو مولفه وراثت و محیط قرار دارد ، وراثت به عنوان یک مولفه غریزی و محیط به عنوان یک مولفه اکتسابی ، توان یادگیری فرد را تحت تاثیر قرار می دهند و فرد با استفاده حداکثری از توانایی های ذاتی  و امکانات محیطی می رود تا آنچه را که پیشینیان آموخته اند را بیاموزد و خود ، آموزه هایی را رقم زند.

توانایی های یک فرد با چگونگی بهره مند شدن او از امکانات محیطی رابطه مستقیم دارد گاه افراد بدون داشتن هیچ گونه امکانی ، حتی مجال پیدا نمی کنند تا بدانند چه در چنته دارند و یا در کدامین پله از نردبان آموختن قرار دارند . شاید اگر فرد توان نگریستن به اطرافش را داشته باشد جایگاه خویشتن را بهتر خواهد آموخت.

تصاویر ، نمادها ، اشکال ، اعداد ، اجسام ، ایما و اشاره ها همه و همه با هم در ارتباطند همه برای آن به وجود آمدند تا معناهای مشترکی را در ذهن افراد متصور سازند و در دنیای انسانها و گاه حیوانات ، پلی باشند برای انتقال مفاهیم و آموزه های بشری. یک نماد می تواند شروع اولیه باشد برای جرقه خوردن یک ذهن تا مفاهیم تازه ای را بسازد . اما پرسش این است که آیا انسان بدون درج همه این مفاهیم ، می توانست  همه  را انتقال دهد؟

شاید نه ، چرا که امکان انتقال مفاهیم از طریق ابزارها و وسایلی میسر گشته است که جزو امکانات انسان دیروزی بوده است. وجود تسهیلاتی که افکار و ذهنیات انسان های پیشین را به نسل های بعدی انتقال داده است و با تمرکز بر هوش انسان ، ایده انتقال دانش را ممکن ساخته است. پس انسان های دیروز اگر ایده ای برای منتقل کردن آموخته هایشان نداشتند و دارای امکانات نبودند و چگونگی استفاده از امکانات را نمی دانستند مطمئن باشید که امروز عصر فناوری های نوین نبود.

بنابراین ، " هوش انسان " اورا وادار کرده تا با مدیریت ابزارها ، امکان زیستن را برای نسل بعدش تسهیل کند و شاید با انگیزه انتقال فرهنگ و تمدن خویش  نماد ها ، تصاویر ، اجسام و.. را مدیریت کرده است. مدیریت ابزاری که ارتباط او را با دیگر انسان ها نیز میسر ساخته است ، پس به جرات می توان گفت که انسان دیروز مدیریت ارتباطات داشته است و این مدیریت را با مدیریت رسانه امکان پذیر ساخته است. 

comment شما()

+ مدیریت رسانه (4)

 مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت دولتی

 " موریس دوورژه " در کتاب علم سیاست ، در مورد جایگاه سیاست می نویسد که سیاست هم چون ژانوسی دو چهره است که از یک سو نشان دهنده نظم و همگونی است و از سویی دیگر نشان دهنده پیکار و مبارزه  است که هر دو امر در یک کالبد قرار گرفته اند ، بنابراین ، سیاست دو گانه است چرا که ماهیت قدرت نیز دو گانه است یعنی بعضی وقت ها به عنوان نظم و آرامش و بعضی وقت ها به عنوان زور و سلطه مطرح هستند پس سیاست می تواند هر ابزاری را که  قدرت را برای سیاستمداران حفظ کند مورد مطالعه قرار دهد  و برای دست یافتن به اهداف خود ، از آنها بهره گیرد.

 در واقع سیاست در معنای لغوی خود که به  معنای اصلاح امور مردم و اداره کردن کارهای مملکت  است در تمام امور می تواند نقش فعال خود را داشته باشد چنانکه ، سیاست مداران نیز افرادی هستند که چارچوب فکری خود را برای جامعه تدوین کرده و به طرق مختلف آنها را برای مردم تبیین می کنند. بنابراین توجه به سیاست امری نیست که پسندیده نباشد  و مورد توجه قرار نگیرد . در دنیای امروز ، سیاستمداران جزو افرادی هستند که همیشه مورد توجه ملتها قرار گرفته اند و البته قابل ذکر است که چگونگی توجه مردم به سیاستمداران نیز حائز اهمیت است.

 در این میان ، رسانه ها سالیان سال است که در انتقال مفاهیم اتخاذ شده از سیاست مداران به مردم عادی دخیل هستند . در ابتدا با استفاده از مطبوعات کنترل شده و بعدها با ظهور رسانه هائی چون رادیو ، تسلط بر افکار عمومی  نیز بصورت راحت تری انجام شد،  البته رادیو با مطبوعات تفاوت زیادی داشت  ، رادیو توانست براحتی از سوی آمریکائی ها در جنگ جهانی دوم برای تاثیر گذاری بر آلمانی ها مورد استفاده قرار گیرد و با تخدیر افکار عمومی ، سیاستهای جنگی آمریکا را پشتیبانی کند. و بعدها با ظهور شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای ، اینترنت و شبکه های اجتماعی  قدرت مانور سیاستمداران افزایش یافت.

 بنابراین در بعضی اوقات ، دیگر رسانه وظیفه تبیین خواسته های سیاستمداران را فقط برای حکومت شوندگان ندارد بلکه وظیفه دارد تا بتواند هم در ارتباط با سایر ملل ، حرکت های آفندی و پدافندی را داشته باشد . پس کاربردهای رسانه برای سیاستمداران در حال رشد است و علاوه بر استحکام  جایگاهشان در کشور ، در تعاملات بین المللی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. اما باید برای رسانه ها ویژگی هایی تنظیم کرد تا بتوان کارکرد آنها را بهتر مورد مطالعه قرار داد  دو ویژگی که به نظرم در این مورد قابل بیان است ،  " قدرت اقناعی " و  " فراگیر بودن " آنها است که منجر به کاربرد شان می شود. قدرت اقناع و چگونگی توسل به این ویژگی در تاثیر گذاری بر حکومت شوندگان و سایر ملل از مواردی است که مدیر رسانه می تواند با مطالعه ویژگی های جامعه خویش و سایر جوامع به آن دست یابد . در واقع مدیر رسانه برای دست یافتن به اهداف خویش که بر گرفته از سیاستگذاری های رسانه ای دولت است و با استفاده از ویژگی فراگیر بودن رسانه ، ابزاری خواهد بود تا مدیریت دولتی را تضمین کند. بنابراین مدیر رسانه با داشتن علم مدیریت رسانه ، نحوه اداره رسانه هائی  را بر عهده خواهد داشت که وظیفه حمایت از سیاستها و اهداف دولتی را دارند.

لزوم پرداختن به مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت دولتی ، امری  اجتناب ناپذیر است و در تمام دنیا با تفاوت در مهارت بکارگیری رسانه ها ، مورد توجه سیاستمداران قرار می گیرد. 

comment شما()

+ مدیریت رسانه (2)

مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت فرهنگی

در بعضی اوقات ، مدیریت رسانه از سوی  تعدادی از فرهیختگان و دانشجویان این رشته ، مورد تعصب قرار می گیرد که رسانه باید در عرصه فرهنگ و فرهنگ سازی معنا پیدا کند و بارها دوستانی که از رشته مدیریت فرهنگی یا رشته هایی از این قبیل که  رویکرد کسب و کار ندارند وارد این رشته شده اند مصر بر زیر مجموعه بودن رشته مدیریت رسانه در مجموعه مادری چون مدیریت فرهنگی هستند چرا که فکر می کنند هرچیزی که بتواند جنبه فرهنگی داشته باشد باید در مقوله مدیریت فرهنگی مورد مطالعه قرار گیرد. ازیک سو، این نوع نگرش صحیح می باشد چرا که در ابتدا ، رسانه ها  با اندیشه های ارتباطی حفظ فرهنگ و اشاعه فرهنگ ، موجودیت خود را مطرح کردند و در واقع انسانها که برای حفظ تعاملات ارتباطی با یکدیگر نیاز به ارتباط فرهنگی داشتند از رسانه بهره گرفته اند تا در پهنه آن به ارتباط بپردازند ، گواه همین امرهم  نقش رسانه ها دررویکرد جهانی شدن است که اعتقاد دارد ملتهای جهان  با اندیشه ها و فرهنگ های مختلف  وارد تعامل می شوند. از سوی دیگر نیز می توان این بحث را بصورت دیگر به چالش کشید برای مثال می توان گفت که رسانه ها ابزارهای کارایی  هستند که با توجه به نیاز بشریت مورد استفاده قرار می گیرند و اگر هم در برهه ای از زمان رویکرد فرهنگی به این ابزارشده است مسلما متاثر از ذات آن نمی باشد.

در واقع رسانه ها می توانند در عرصه فرهنگ گره از کار مدیران فرهنگی بگشایند ولی این بدین معنی نیست که مدیریت رسانه در مدیریت فرهنگی معنا پیدا می کند ، بنابراین اگر هم نقشی  ایفا می کند فقط  رویکرد ابزاری است که مدیریت رسانه را در سایه سار مدیریت فرهنگی می گنجاند و آنچه که به نظرم در مدیریت فرهنگی جای مطالعه دارد نقش و تاثیر تکنولوژیکی رسانه ها در جوامع است که بی شک ماندگارترین اثر فرهنگی رسانه ها خواهد بود.

comment شما()