[در متن با حاشیه]


+ یک روز با همایش روز رسانه های اجتماعی

امروز روز خوبی بود ، صبح که از خونه زدم بیرون ، حسم گفت که روز خوبی پیش رو دارم از بس که هوا خنک و دل نواز بود . یه سری رفتم دانشکده مدیریت علامه و ظهر نزدیک ساعت دوازده به محل برگزاری همایش روز رسانه های اجتماعی رسیدم  " پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و معماری "  (سر نبش مظفر جنوبی با انقلاب) ؛ وارد که شدم نظم و روبراه بودن اوضاع از یکدستی لباس های پذیرش کنندگان میهمانان نظرم رو جلب کرد و به خودم گفتم که کارشون درسته :)

نصفه های ارائه " محمد نصرتی "  نویسنده وبلاگ " جدی می گم چرا می خندی " رسیده بودم رفتم یه  صندلی گیر آوردم و نشستم ، آقای نصرتی رو از دنیای وب بهش شناخت داشتم و تا به حال ندیده بودم . در کل ارائه این دانشجوی مدیریت رسانه دانشگاه تهران ، از یه مطلب بیشتر خوشم اومد و اون هم این بود که آمار مطالعه این پژوهشگر در گوگل پلاس نشانگر این بود که ما ایرانی ها در دنیای واقعی و مجازی ، به مسائل سیاسی بیشتر توجه داریم و بیشتر این مسائل رو پوشش می دهیم ؛ شاید دلیل این مطلب این باشه که مردم ناچارند به امور سیاسی بپردازند  یعنی ناچار شدند .

بعد ارائه این دوست حاصل دنیای مجازی ، نوبت ناهار و نماز بود ، من هم از فرصت استفاده کردم و یه سلام و علیکی با دوستان و اساتید داشتم ، از آقای جهانشاهی بزرگوار گرفته تا آقای بصیریان و  آقای رضا قربانی و خانم مینا والی و یه چند تای دیگه مثل مهشید و زهرا و نرگس.

با مینا والی رفتیم ناهار و منتظر بودیم که مستوره تماس تلفنی گرفت و گفت ، تور اهه و دینا رو هم همراه خودش آورده ، من هم خوشحال از این اتفاق ، راستش چند صباحی می شد که مستوره رو از نزدیک ندیده بودم و لپ دختر گلش رو هم نکشیده بودم.

خلاصه ناهار رو خوردیم و برگشتیم به سالن برگزاری همایش ؛ راستش نتونستم از پنل دوم ، زیاد استفاده کنم چون که رفتم بیرون سالن یه تماس تلفنی داشته باشم ، درگیر یه بحث اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی  شدم و از تجربه های چندی از دوستان استفاده کردم ، برگشتم به سالن ،  پنل سوم شروع شده بود و من هم از ارائه های آقایان اسکندری پور و شایان استفاده کردم  و اما بگذریم از نوع ارائه ها و سایر قضایا .

آخر همایش هم ، دینا کوچولو  رفت و خوش شانس ترین میهمان رو انتخاب کرد و یک دستگاه گوشی موبایل از آن ایشون کرد ، بهش گفتم :خب خاله من رو انتخاب می کردی گفت : آخه من تا 3 بلد بودم بشمارم و فقط گفتم : 1....... ، 2.........، 3 (123).

 پایان همایش هم خداحافظی با سایر دوستان چون دکتر منصور ساعی و جواد افتاده و دکتر سلطانی فر و  بالاخره  برگشت به خانه ؛ توی تاکسی مسیر تهران  - کرج به این فکر می کردم که همایش خوبی بود ، یه دفعه به ذهنم زد چکیده مقالات رو مطالعه کنم ، حین اینکه مطالب رو می پاییدم چند تا موضوع برام عیان شد :

1. اکثر دانشجویان تحصیلات تکمیلی آشنایی کافی با چکیده نویسی ندارند.

2. خیلی از ارائه کنندگان چکیده ، تفاوت رسانه های اجتماعی با رسانه های جمعی چون تلویزیون رو نمی دونستند .

3. به دلیل فقدان همایش ها و مجامع علمی مرتبط با رسانه ها ، چکیده مقالات بی ربط به همایش رسانه های اجتماعی هم کم دیده نمی شد.

برای دسترسی به چکیده مقالات به اینجا مراجعه کنید

اما در نهایت ، به نظرم حاصل کار گروه پژوهشگران عرصه رسانه های اجتماعی ، باشگاه لایف وب و مخصوصا جواد افتاده ، جوان کوشا و مستعد این عرصه خالی از لطف نبود و به جرات می تونم بگم که واقعا " دست مریزاد "

به امید همایش سال بعد و یه رقم زنی پر افتخار دیگر

دوستان بدرود.

comment شما()