[در متن با حاشیه]


+ یک پرده از پایان نامه

نقش رسانه ملی در تعمیق همبستگی اقوام ایرانی

از دیرباز اقوام ایرانی همچون  بلوچ ها ، فارس ها ،کردها ، آذری ها ، عرب ها و ترکمن ها و سایر اقوام  در سرزمین ایران به مسالمت و با کمترین تنازعات زیسته اند و ایرانیان در هر مرحله تاریخ ، وام دار شجاعت و بصیرت یکی از این اقوام بوده اند .

ولکن از سویی دیگر ، بر اساس نظریه رشد هویت ها و جنبش های قومی و زوال هویت ملی نظریات افرادی چون " فدراتسون" و " گیدنز"  ، جهانی شدن منجر به گسترش آگاهی ، خاص گرایی فرهنگی و ظهور هویت های خاص قومی و تضعیف هویت های ملی شده است. در ایران نیز در  اوایل قرن بیستم ، در پی مرکز گرایی دولت مدرن در ایران ، گروه های ایلی و قبیله ای  که در همان شکل سنتی خود وجود داشتند تحت تأثیر فرایندهای جهانی و تبلور این گروه ها در شکل و ساختار سیاسی از یک سو ، و تمرکزگرایی در فرایند ملت سازی در ایران از سوی دیگر ، به گروه های قومی تبدیل شده اند در واقع در این مقطع زمانی ، فرایند تمرکز گرایی شدید درتمام ابعاد دولت مدرن به ظهور پدیده قومیت و تسریع روند آن کمک کرد و عدم درک شرایط بین المللی و داخلی در این دوره زمانی ، موجب تکوین یک ساختار جدید گردید.

همچنین تجربه نشان داده است با رشد حس ناسیونالیستی  اقوام  و رشد کارایی رسانه برای  شکل گیری فرهنگ های خاص اقوام ، نیاز به یک رسانه  میان فرهنگ ها و خرده فرهنگ های ایرانی است تا بتواند نقش میان فرهنگی خویش را ایفا کند.  از این رو در این پژوهش ، سعی کردم  با احاطه به مباحث هویت قومی و ملی  که بعد از مطالعه مقدماتی شش ماهه ، در طرح پژوهشی خود ، با ارائه یک رویکرد اکتشافی به نقش رسانه ملی  در ایجاد این ارتباط و همبستگی اقوام ایرانی دست یافته ام پرسش اصلی خود را چنین مطرح کنم:   رسانه ملی ( صدا و سیما ) به عنوان یک رسانه دولتی ،  چه نقشی در ایجاد همبستگی اقوام ایرانی را داراست؟

این پژوهش که با مجموع مطالعات مقدماتی و ارائه طرح پژوهشی نزدیک به دو سال ، مورد مطالعه ام قرار گرفته است  با استفاده از روش نظریه مبنایی و با رجوع به فرهیختگان  ومتخصصان رسانه ای  اقوام ایرانی ، در پی آن بوده است تا با مطالعه ابعاد نقش رسانه ملی و آسیب شناسی آن و تکوین یک نظریه مبنا بر دیدگاه ها و خواست های اقوام ایرانی به یک هدف دست یابد هدفی که رسانه ملی به عنوان یک ابزار در دست یابی به  این مهم  ، مسئول می باشد، هدفی که در طول تاریخ ، ایرانیان اثبات کرده اند که چو ایران نباشد تن من مباد.

آقای  " امید جهانشاهی  " عزیز نیز که بر بر تازه کارانی چون من ، کرسی استادی را دارا هستند ، لطف کردند و در یکی از مطالبشان با عنوان " پایان نامه ای که دغدغه ملی دارد " نگاهی دیگر را قلم زده اند .

اگر فرصتی باشد در پرده دیگر از پایان نامه ، از خودم و از وضعیت پایان نامه ام بیش از این  خواهم نوشت.

comment شما()