هر روز ، بارها و بارها ، با عناوینی چون نقش شبکه های اجتماعی ، تاثیر شبکه های اجتماعی ، کارکردهای شبکه های اجتماعی و شاید هزاران بار با احساس حضور در شبکه اجتماعی فیس بوک ، خود همه این محیط را لمس می کنیم.
ولی ، آنچه که دید ما را در این برهه گشاده تر می کند نه عدسی هایی است که دیگران تجویز می کنند و نه تحلیلگرانی هستند که از ورای همه اینها ، نا گفته هایی را روایت می کنند که در ضمن داشتن عنصر جذابیت ، مطلبی نو را برایمان می آزمایند بلکه این بار خودمان پزشک هستیم ، خودمان تحلیلگر می شویم و با تجربه یک احساس مشترک میان همه ، همه و همه خودمان ، می فهمیم که شبکه اجتماعی چیست ؟
در یک کلام و در زاویه نگاه من، شبکه اجتماعی :" بی رو دربایستی است و رو در رو بودن " .
دیگر بدون اینکه بخواهی ، دنبال واسطه بگردی ، خود ارتباط گر می شوی و تجربه شیرین یک ارتباط اثر بخش را درک می کنی . در فیس بوک می روی تا بفهمی نردبان ارتباطات تا کجاست و آنوقت بر اولین پله گام می نهی و بالا می روی ، اما آیا نردبان ارتباطات فیس بوک فقط عمودی است ، نه ، گمان نمی کنم ، شاید هم افقی است و هم عمودی . از یک پله به پله دیگر می پری و تا وقتی که خسته بشوی در بازی هستی.
زندگیت می شود فیس بوک و آشناهایت فیس بوکی هستند ، دیگر فیس بوک الفبای ارتباطات می شود و تو تنهای تنها نیستی !
فیس بوک تا کجا پیش می رود ، به زندگیت چه دخلی دارد ؟ آیا فیس بوک ، فقط یک کتاب زندگی است ، کتابی با صفحات رنگارنگ که کلماتش ، نقش و رنگ انسانها را دارد؟ و یا می تواند بخشی از یک نمایشنامه باشد که بازیگرش خود شمایید..
از فیس بوک بگذریم ، چه نیازی است که در پس این شبکه های اجتماعی شکل گرفته اند و این نیازها تا کجا پیش خواهند رفت ، فکر کنم شنیدید که گفته اند مصرف گرائی ، بازار مصرف را بالا می رود چنانکه دیگر کار می کنی تا مصرف کنی ، زندگی میکنی تا مصرف کنی پس لذت زندگی مصرف کردن می شود...
مصرف گرائی شبکه های اجتماعی تا کجاست؟
مصرف جدید اجتماع به نام پینترست هست که برای اولین بار در مطلب آقای جواد افتاده به عنوان یک وب سایت و رسانه اجتماعی با آن آشنا شدم و با رجوع به این سایت ، از دریافت های بصری که داشته ام متوجه شده ام که مانند فیس بوک نیست ؟ هرچند که در ظاهر امر هم ذات یکسانی هم ندارند و از یک جنس نیستند؟
اولین تلنگری که این سایت به من زد این بود " وای خدای من ، هدف دیگر ارتباطات نیست ، هدف فرهنگ عمومی است ، پینترست یک قدم تا فرهنگ جهانی فاصله خواهد داشت ، این موضوع را با اشاره به مصنوعات فرهنگی و نقش آن در ایجاد یک فرهنگ گروهی ، سازمانی و جمعی پی خواهم گرفت ، بدین صورت در مطلب دیگری خواهم نوشت که چگونه استفاده از مصنوعات فرهنگی یکسان بر باورها و ریشه های فرهنگ تاثیر می گذارد؟
