[در متن با حاشیه]


+ توجه به تفاوت های فرهنگی و نقش آن در مدیریت تعارض (3)

از تمامی دوستانی که لطف داشتند و  پیگیر مطالب بودند سپاسگزارم ،  همچنین از وجیزه ای که ارسال کرده اند کمال تشکر را دارم ولی به دلایلی خاص از فعال کردن آن ها اجتناب می کنم.

 بیشتر پژوهشگران اعتقاد دارند که بیشترین ارتباطات در ارتباطات چهره به چهره از طریق علائم غیر لفظی  انجام می گیرد  که البته تفسیر درست علائم غیر لفظی ،  بستگی به فرهنگ های متفاوت دارد که این تفاوت ها تحت تاثیر عاملی چون جنسیت نیز پررنگ تر می شود،  بسیاری از اوقات مردان و زنان یک جامعه و یک فرهنگ دریافت مشابهی از یک پیام غیر لفظی ندارند  و بر این اساس  شاخص هایی که ارتباطات غیر لفظی را تحت تاثیر قرار می دهد می تواند تحت تاثیر زمینه فرهنگی  ، زمینه  های وابسته به اقتصاد اجتماعی ، آموزش ، جنسیت ، سن واولویت های شخصی باشد .

با توجه به این اوصاف در این مطلبم تمایل دارم در باب  " سکوت " سخن بگویم ، براستی آیا ما ایرانی ها در باره عمل سکوت اشتراک معانی داریم ؟ شاید آری و شاید نه . بسیاری از افراد هنگام برقراری ارتباط به صورت لفظی و یا غیر لفظی و یا در کد گذاری پیام ، کد گشایی پیام ، ارسال و ارائه بازخورد پیام ، ابتداء سکوت می کنند که این سکوت به عنوان یک عمل قلمداد نمی شود ولی می تواند نقش های متفاوتی را در فرهنگهای مختلف  ایفا کند.

برای مثال ، در فرهنگ هایی که دارای علقه بیشتری با سنت های خود هستند سکوت نشان دهنده ادب و تواضع فرد است و شاید برای همین است که سکوت علامت رضا ست ، چرا که ناشی از ادب و شرمی است که شخص بر وجهه خویش دارد. اما در این عرصه گذار از سنت به مدرنیته ، رای جوانان با رای  افراد مسن متفاوت است  یعنی همان عامل " سن " که می تواند بر تفاوت اشتراک معانی تاثیر بگذارد ، آیا جوانان این مرز و بوم دریافت های یکسانی از سکوت یک شخص جوان با سکوت یک شخص مسن دارند؟ آیا میانسالان ،اشتراک معانی یکسانی در باب سکوت یک شخص جوان و یک شخص مسن دارند؟ آیا در یک گرد همائی ، سکوت در مقابل یک پرسش ، معانی یکسانی را در ذهن حاضران ایجاد می کند؟

اجازه بدهید کمی مبحث را پیچیده تر کنم ، در طی تعاملاتی که با اقوام مختلف داشتم متوجه شدم مردم مناطق گرمسیر با سردسیر متفاوتند ؛ مردم کویر ، زبان برنده ای دارند و مردم کردستان ، صبورند و متواضع تا آنجا که ارتباط گر را به صبر و شکیبایی دعوت می کنند ، در این میان ، یک مسئله برایم عینیت بیشتری دارد و آن این است که غیر مرکز نشینان در گذار سنت به مدرنیته ، وفادارتر به اصول سنت هستند البته این وفاداری از سر عدم شناخت آنها با مدرنیته و مدرنیسم نیست بلکه سر سوزن ذوقی دارند که در تعاملات جمعی بیشتر با جامعه خویش ، به آن دریافت رسیده اند.

و حال پرسش این است ؛ آیا توجه به تفاوت های فرهنگی می تواند متاثر از ارتباطات فرهنگی کارا باشد ؟ آیا ارتباطات فرهنگی کارا در ایران وجود دارد؟ آیا ارتباطات فرهنگی موثر جز با ارتباط دو سویه و چند سویه امکان پذیر هست؟ آیا ارتباطات میان فرهنگی موثر در ایران  میان مرکز نشینان و سایر مناطق کشور وجود دارد؟  

comment شما()