[در متن با حاشیه]


+ توجه به تفاوت های فرهنگی و نقش آن در مدیریت تعارض (2)

یکی از موضوعاتی که پژوهشگران عرصه ارتباطات میان فرهنگی به آن بها می دهند ، " توسعه متن " می باشد این دو واژه اشاره به مفاهیمی چون صراحت بیان و در لفافه صحبت کردن دارد اما اگر بخواهم توسعه متن بیشتری داشته باشم می گویم که یک آذری زبان اهل تبریز ، در بیان خواسته و منظورش از کمترین کلمات استفاده می کند تا مفهومش را به طرف مقابل برساند  و به همین خاطر است که تبریزی ها به رک گویی و صراحت بیان معروفند اما در این شرایط ،  یک عرب زبان ساکن خوزستان ، با استفاده از الفاظی که گرمای آن را می توان احساس کرد سعی در بیان مطلبی دارد که آن را به شدت  کادو پیچ کرده است . این هم وطن عرب ، که به شدت هم وطن تبریزی  ، نکته سنج و حساس نیست با کم توجهی به موارد ایراد شده و سرسری گذشتن از کنار آن ، سعی در ایجاد یک فضای مثبت ارتباطی است و اعتقاد دارد که برای هر داد و ستد و تعاملی نیاز به یک فضای گرم و دوستانه است .

آیا هم وطن تبریزی ما می تواند  با این فضای غیر مستقیم و غیر صریح کنار بیاید و با توجه به خصوصیات فرهنگی اعراب ایران ، سعی در تعامل بیشتر باشد؟

این همان نکته ای است که عدم شناخت خرده فرهنگ های ایرانی ، منجر به سوء تفاهمات و ایجاد تعارضات می شود ، این همان نکته ای است که یا به قطع روابط می انجامد و یا باعث می شود هر کس تجربه خویش را در تعامل با خرده فرهنگ های دیگر ایرانی به کل اعضای آن فرهنگ منتسب کند و این همان ضعفی است که اعتقاد دارم دوستان مدیریت فرهنگی می توانند کارساز باشند و این جز با حضور کارشناسانی  که به اسلحه ظرافت ذهن و دیده مسلح هستند امکان پذیر نخواهد بود.

علاقیات من در حوزه ارتباطات میان فرهنگی ، توجه به ذهنیات و چگونگی رفتار فرهنگ هاست ،     " توسعه متن "  یکی از نماد های بینش و رفتار یک فرهنگ است ، در ارتباطات میان فرهنگی جهان ، ژاپنی ها به مردمانی مشهورند که دارای " توسعه متن بالا " و آمریکائی ها جزو مردمانی هستند که دارای " توسعه متن پایین " هستند  و از همین روست که ژاپنی ها در تعامل با یک امریکائی ، در بیان

خواسته خود ، با اشاره به وضعیت هوا ، مقدمه چینی می کنند و آمریکائی ها بدون اتلاف وقت سر اصل مطلب می روند به یاد داشته باشیم دو کشور ژاپن و امریکا کشورهای صنعتی و توسعه یافته شرق و غرب هستند و خصوصیات فرهنگی آنها تعیین کننده میزان موفقیت شان نیست. یکی از رموز مدیریت این دو کشور ، خودشناسی است که اعضای آن دارا هستند. یادمان باشد درشناخت فرهنگ  ها ، فرهنگ  خوب و فرهنگ بد معنی ندارند بلکه این مولفه های فرهنگی هستند که در گذر زمان موجب تقویت و تضعیف یک فرهنگ می شوند.

حال ، ما چقدر خودمان را می شناسیم  ؟ آیا شناخت کلی از فرهنگ ایرانی داریم  ؟ آیا توانسته ایم فرهنگی گویا را بپرورانیم و با توجه به خرده فرهنگ ها ، خصوصیات فرهنگی که منجر به تقویت فرهنگ عام ایرانی شود را بها دهیم ؟  

comment شما()