[در متن با حاشیه]


+ مدیریت رسانه (4)

 مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت دولتی

 " موریس دوورژه " در کتاب علم سیاست ، در مورد جایگاه سیاست می نویسد که سیاست هم چون ژانوسی دو چهره است که از یک سو نشان دهنده نظم و همگونی است و از سویی دیگر نشان دهنده پیکار و مبارزه  است که هر دو امر در یک کالبد قرار گرفته اند ، بنابراین ، سیاست دو گانه است چرا که ماهیت قدرت نیز دو گانه است یعنی بعضی وقت ها به عنوان نظم و آرامش و بعضی وقت ها به عنوان زور و سلطه مطرح هستند پس سیاست می تواند هر ابزاری را که  قدرت را برای سیاستمداران حفظ کند مورد مطالعه قرار دهد  و برای دست یافتن به اهداف خود ، از آنها بهره گیرد.

 در واقع سیاست در معنای لغوی خود که به  معنای اصلاح امور مردم و اداره کردن کارهای مملکت  است در تمام امور می تواند نقش فعال خود را داشته باشد چنانکه ، سیاست مداران نیز افرادی هستند که چارچوب فکری خود را برای جامعه تدوین کرده و به طرق مختلف آنها را برای مردم تبیین می کنند. بنابراین توجه به سیاست امری نیست که پسندیده نباشد  و مورد توجه قرار نگیرد . در دنیای امروز ، سیاستمداران جزو افرادی هستند که همیشه مورد توجه ملتها قرار گرفته اند و البته قابل ذکر است که چگونگی توجه مردم به سیاستمداران نیز حائز اهمیت است.

 در این میان ، رسانه ها سالیان سال است که در انتقال مفاهیم اتخاذ شده از سیاست مداران به مردم عادی دخیل هستند . در ابتدا با استفاده از مطبوعات کنترل شده و بعدها با ظهور رسانه هائی چون رادیو ، تسلط بر افکار عمومی  نیز بصورت راحت تری انجام شد،  البته رادیو با مطبوعات تفاوت زیادی داشت  ، رادیو توانست براحتی از سوی آمریکائی ها در جنگ جهانی دوم برای تاثیر گذاری بر آلمانی ها مورد استفاده قرار گیرد و با تخدیر افکار عمومی ، سیاستهای جنگی آمریکا را پشتیبانی کند. و بعدها با ظهور شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای ، اینترنت و شبکه های اجتماعی  قدرت مانور سیاستمداران افزایش یافت.

 بنابراین در بعضی اوقات ، دیگر رسانه وظیفه تبیین خواسته های سیاستمداران را فقط برای حکومت شوندگان ندارد بلکه وظیفه دارد تا بتواند هم در ارتباط با سایر ملل ، حرکت های آفندی و پدافندی را داشته باشد . پس کاربردهای رسانه برای سیاستمداران در حال رشد است و علاوه بر استحکام  جایگاهشان در کشور ، در تعاملات بین المللی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. اما باید برای رسانه ها ویژگی هایی تنظیم کرد تا بتوان کارکرد آنها را بهتر مورد مطالعه قرار داد  دو ویژگی که به نظرم در این مورد قابل بیان است ،  " قدرت اقناعی " و  " فراگیر بودن " آنها است که منجر به کاربرد شان می شود. قدرت اقناع و چگونگی توسل به این ویژگی در تاثیر گذاری بر حکومت شوندگان و سایر ملل از مواردی است که مدیر رسانه می تواند با مطالعه ویژگی های جامعه خویش و سایر جوامع به آن دست یابد . در واقع مدیر رسانه برای دست یافتن به اهداف خویش که بر گرفته از سیاستگذاری های رسانه ای دولت است و با استفاده از ویژگی فراگیر بودن رسانه ، ابزاری خواهد بود تا مدیریت دولتی را تضمین کند. بنابراین مدیر رسانه با داشتن علم مدیریت رسانه ، نحوه اداره رسانه هائی  را بر عهده خواهد داشت که وظیفه حمایت از سیاستها و اهداف دولتی را دارند.

لزوم پرداختن به مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت دولتی ، امری  اجتناب ناپذیر است و در تمام دنیا با تفاوت در مهارت بکارگیری رسانه ها ، مورد توجه سیاستمداران قرار می گیرد. 

comment شما()