[در متن با حاشیه]


+ مدیریت رسانه (2)

مدیریت رسانه در سایه سار مدیریت فرهنگی

در بعضی اوقات ، مدیریت رسانه از سوی  تعدادی از فرهیختگان و دانشجویان این رشته ، مورد تعصب قرار می گیرد که رسانه باید در عرصه فرهنگ و فرهنگ سازی معنا پیدا کند و بارها دوستانی که از رشته مدیریت فرهنگی یا رشته هایی از این قبیل که  رویکرد کسب و کار ندارند وارد این رشته شده اند مصر بر زیر مجموعه بودن رشته مدیریت رسانه در مجموعه مادری چون مدیریت فرهنگی هستند چرا که فکر می کنند هرچیزی که بتواند جنبه فرهنگی داشته باشد باید در مقوله مدیریت فرهنگی مورد مطالعه قرار گیرد. ازیک سو، این نوع نگرش صحیح می باشد چرا که در ابتدا ، رسانه ها  با اندیشه های ارتباطی حفظ فرهنگ و اشاعه فرهنگ ، موجودیت خود را مطرح کردند و در واقع انسانها که برای حفظ تعاملات ارتباطی با یکدیگر نیاز به ارتباط فرهنگی داشتند از رسانه بهره گرفته اند تا در پهنه آن به ارتباط بپردازند ، گواه همین امرهم  نقش رسانه ها دررویکرد جهانی شدن است که اعتقاد دارد ملتهای جهان  با اندیشه ها و فرهنگ های مختلف  وارد تعامل می شوند. از سوی دیگر نیز می توان این بحث را بصورت دیگر به چالش کشید برای مثال می توان گفت که رسانه ها ابزارهای کارایی  هستند که با توجه به نیاز بشریت مورد استفاده قرار می گیرند و اگر هم در برهه ای از زمان رویکرد فرهنگی به این ابزارشده است مسلما متاثر از ذات آن نمی باشد.

در واقع رسانه ها می توانند در عرصه فرهنگ گره از کار مدیران فرهنگی بگشایند ولی این بدین معنی نیست که مدیریت رسانه در مدیریت فرهنگی معنا پیدا می کند ، بنابراین اگر هم نقشی  ایفا می کند فقط  رویکرد ابزاری است که مدیریت رسانه را در سایه سار مدیریت فرهنگی می گنجاند و آنچه که به نظرم در مدیریت فرهنگی جای مطالعه دارد نقش و تاثیر تکنولوژیکی رسانه ها در جوامع است که بی شک ماندگارترین اثر فرهنگی رسانه ها خواهد بود.

comment شما()