[در متن با حاشیه]


+ یونسکو و انتخابها

بچه که بودم ، بارها و بارها ، نام یونسکو را به عنوان سازمانی که مدام مسابقه نقاشی  برگزار می کرد از تلویزیون می شنیدم که  در مورد موضوعات بشر دوستانه و محیط زیست ، مسابقاتی را ترتیب می داد ، کمی که بزرگتر شدم  با رویکرد آموزشی یونسکو که به استاندارد سازی تجهیزات آموزشی می پرداخت آشنا شدم کمی بعد زمانی که دانشجوی کارشناسی کتابداری شدم ، درباره فعالیت یونسکو در باب راه اندازی کتابخانه ها در کشورهای جهان سوم مطالعاتی داشتم و امروز بعد از دو سال تحصیل در رشته مدیریت رسانه ، تا کنون درباره " یونسکو و نقش آن در توسعه ارتباطات جهانی " دو بار ارائه مطلب داشتم و جالب این  است که چه در فضای حقوقی و چه در فضای  فرهنگی و ارتباطی و چه در فضای نیمه سیاسی ، سئوال دوستان این بوده است که آیا یونسکو در این عمر 66   ساله خود ، به دنبال توسعه ارتباطات و خدمات ارتباطی در کشورهای در حال توسعه بوده است ؟ و آیا این پیگیری ها صورتی انسان دوستانه داشته و احیانا به نفع کشورهای توسعه یافته نبوده است ؟ و یا در یک جمله پرسشی مختصر و مفید این گونه سئوال کرده اند که آیا یونسکو کرسی و جایگاه تسلط و سیطره کشورهای توسعه یافته بر جهانیان است؟

پاسخی که برای دوستان داشتم بدین صورت بود " یونسکو در سال 1945 بنابر اجماع بین المللی در جهت کمک به صلح و امنیت جهانی و برای همکاری بین المللی درزمینه های فرهنگی ، علمی ، و آموزشی به منظور کمک به افزایش قانون مداری ،عدالت و حقوق بشر در راستای منشور سازمان ملل متحد تشکیل شد چنانکه در همان سالهای اولیه ، کشمکش ها و درگیری هایی  بین نماینده شوروی سابق و آمریکا ایجاد می شد که حاکی ازتضارب دیدگاه های شرق و غرب بود با این حال بین دهه های   1970 – 1980  ، برای اولین بار" سیاست جریان آزاد اطلاعات " از سوی کشورهای جهان سوم مورد اعتراض قرار گرفت که همین امر منجر به مخالفت این کشورها با الگوی «توسعه بخشی ارتباطات» که از طرف غربی ها به عنوان یک الگوی واحد و جهانی برای اعمال در تمام کشورهای جهان سوم عرضه شده بود نیز با معارضه جویی سیاست های ملی ارتباطی روبرو گردید ، در ادامه در سال 1972 ، اعلامیه ای توسط این کشورها به تصویب رسید که دال براین بود که " هیچ کشوری نمی تواند بدون موافقت قبلی در خاک کشور دیگر برنامه تلویزیونی پخش کند." ؛ " در مورد پیامهای تبلیغاتی تلویزیونی باید بین کشورهای تهیه کننده پیام ها و کشورهای دریافت کننده آن توافق وجود داشته باشد." ؛ " در زمینه پخش مستقیم منابع تلویزیونی از طریق ماهواره ها باید به اختلافات و تفاوتهای موجود در قوانین ملی کشورهای دریافت کننده این برنامه ها توجه کرد." که همین امر منجر به اعتراض آمریکا و انگلیس و خروج از یونسکو در سال 1984 و 1985 شد . در واقع بعد قطع کمکهای مالی این دو کشور و فروپاشی شوروی سابق ، سیاستهای یونسکو تحت تاثیر کشورهای توسعه یافته قرار گرفت و چنان شد که انگلیس در سال 1997 و آمریکا در دهه  2000 به یونسکو پیوست و این کشورها با داشتن رویکرد سلطه سعی در استثمار فرهنگی و ارتباطی کشورهای جهان سوم کردند و با حمایت ازمقوله توسعه ارتباطات یونسکو ، بر چگونگی رشد و توسعه این کشورها سایه افکندند.

ولی ، گویا انسان که نهایتش دستیابی به خرد و معرفت است از هر ابزاری استفاده می کند تا شعور خود را تعالی بخشد . چنین است که حداقل توسعه ارتباطات نیز منجر به توسعه ارتباطات اثر بخش انسانی در میان ملل جهان شده و یونسکو دوباره تحت تاثیر خواسته های نو و جوان اندیشمندان و فرهیختگان کشورهای در حال توسعه قرار گرفته است و این بار کشورهای جهان سوم با داشتن سرمایه اجتماعی قوی تر خواهان مشارکت در اداره جهانند و با تصویب عضویت " فلسطین " در یونسکو ، وجود و قدرت خود را نشان می دهند .

اما پرسشی که فعلا پاسخی برای آن ندارم این است :

با  تصمیم قطع کمکهای مالی آمریکا به یونسکودر اعتراض به  " تصویب عضویت فلسطین "  و زمزمه های جدید " پوتین " ، اینبار یونسکو چه سرنوشتی خواهد داشت؟

comment شما()