[در متن با حاشیه]


+ از کوزه همان برون تراود که در اوست

برای برقراری ارتباط موثر، به لباسی در خور هویت‌مان نیاز داریم

”دو استاد آمریکایی که در یک دفتر تجاری در لهستان منتظر یک شخص تاجر هستند، زمانی‌که شخص تاجر وارد می‌شود، بدون این‌که اطلاعی درباره‌ی وی و ملیت او داشته باشند، احساس رضایت خاصی در چهره‌شان نقش می‌بندد. این که آن‌ها چگونه توانستند شخص تاجر را به عنوان یک آمریکایی شناسایی کنند شاید به دلیل علائمی چون دکمه یقه، سبک لباس و حتی انحنای نوک کفش‌هایی باشد که نشان از آمریکایی بودن تازه‌وارد دارد و یا زمانی‌که تعدادی از اساتید آمریکایی برای شرکت در سمینار، در تایپه حضور داشتند، اغلب از گرمی هوا و شرایط نامساعد آب‌و‌هوایی شکایت می‌کردند. البته مدیر سمینار که یک استاد زن چینی بود، زمانی‌که با پیراهن‌های بدون یقه و کوتاه شرکت کنندگان آمریکایی شد، از آنان درخواست کرد که با لباس رسمی کت‌وشلوار استفاده کنند؛ در مقابل این خواسته‌ی زن چینی، این شرکت‌کنندگان شروع به انجام بحث و مذاکراتی در رابطه با استفاده از لباس راحت و خنک کردند، ولی استاد چینی اعتقاد داشت که او در ارائه مطالبش با شرایط لباسی آن‌ها، راحت نخواهد بود.“

نمونه‌ها و هزاران مثال از ارتباطات بین‌فرهنگی و میان‌فرهنگی وجود دارد که نقش لباس را به عنوان یک عامل تاثیرگذار در مذاکرات و گفتگوها، معرفی می‌کند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، ارتباطات میان فردی، اجتماعی و درون سازمانی، چنان از نحوه‌ی پوشش افراد و اعضا متاثر می‌شوند که گویا استفاده از یک لباس یک‌دست، اولین پیام ارتباطی واحدی است که یک فرهنگ سعی می‌کند از خود ساطع کند.

ادامه‌ی این یادداشت را می‌توانید در شماره‌ی چهلم ماهنامه «مدیریت ارتباطات»، از این جا بخوانید.

comment شما()