[در متن با حاشیه]


+ بی عرضه ام.

بی عرضگی، حد و حصر ندارد

بی عرضگی، فراتر از یک نام و نشان است

بی عرضگی، تمام آن لحظاتی هست که از دست داده ام

و شاید همان حرفی باشد که تازگی ها شنیدم:

« کسی که عرضه راه و اندازی یک کسب و کار را نداشته باشد، حق ندارد در مورد سیاست حرف بزند»

من این حرف را با کمی تاویل و تفسیر قبول دارم:

من اگر باعرضه بودم، می توانستم بدانم چطور می توانم از منابعی (انسانی/مادی)که در اطرافم هستند استفاده کنم.

comment شما()