[در متن با حاشیه]


+ یک قدم تا مدیریت رسانه (1)

قرار بر این است که من در این رسانه، درباره ی مدیریت رسانه بنویسم. دوره‌ای دو ساله که بصورت تحصیلات تکمیلی در مقطع کارشناسی ارشد طی کرده‌ام. ولی قرار نیست تا یکسری نظریه و یک مشت حرف‌های گنده گنده تحویل شما بدهم پس برای شروع راه دوری نمی‌روم چرا‌که در همین اطراف، مفهوم رسانه بسیار نام آشناست. «رسانه»، یک واسطه، یک مجراست که حرف‌ها، پیام‌ها و هر آنچه را که می‌خواهیم دیگران مطلع شوند از طریق آن ارسال می‌کنیم یا به بیان درست‌تر منتقل می‌کنیم. در واقع ما و نسل‌های پیشین، تجربه استفاده از رسانه را به صورت‌های مختلف داشته‌ایم؛ نیاز به ارتباطات و انتقال اطلاعات به دیگران. زمانی‌که دیگر ارتباطات چهره به چهره، نتوانسته است پاسخگوی نیازها باشد و نسل بشر مجبور شده است تا خط را اختراع کند و بعد برای نگاشتن، کاغذ را درست کند و بعدها، فکر کرده است تا هر چه را که بدرد دیگران می‌خورد را در مجموعه‌ای کاغذی به‌نام کتاب ضبط کرده و در جایی به نام کتابخانه نگهداری کند. در اینجا بوده  که چند انسان مسلط به خواندن و نوشتن را به عنوان کتابدار، حافظان کتابخانه قرار داده است. ولی بر حسب شرایط تاریخی، بعضی از کتابداران نتوانستند پاسخگوی نیازهای ارتباطی دیگران باشند و با غل و زنجیر کردن کتابها بویژه کتاب‌های مذهبی و فلسفی، مانع دسترسی گروه‌های انسانی به اطلاعات شدند البته ناگفته نماند این ماجراها بیشتر وبال گردن کلیساها بود؛ زمانی که کشیش‌ها، کتاب مقدس انجیل را در کلیساها محبوس می‌کردند و اجازه نمی‌دادند تا خود کتابها، رسانه میان مسیحیان و دین مسیحیت باشند.

اما بعدها با  اختراع ماشین چاپ و فراگیر شدن کتاب و نشریات در قالب مطبوعات، رسانه ها جلوه بیشتری پیدا کردند چنان‌که در عصری که به عصر «گوتنبرگ» شهرت یافت، «یوهان گوتنبرگ» با تهیه مرکب مخصوص چاپ و حروف ریز و نازک و یک اندازه  از فلز، صنعت چاپ را در تاریخ بیست و پنجم ژانویه سال ۱۴۵۶ میلادی به جهان عرضه کرد که اولین کتاب چاپی در 1436م و اولین روزنامه  در 1622م به چاپ رسید.  اما این عصر نیز  با راه‌اندازی اولین فرستنده رادیویی در 1920م و اولین فرستنده تلویزیونی در 1936م به پایان رسید و دوره رسانه‌های دیداری و شنیداری شروع شد یعنی «عصر مارکنی» که با کشف امواج الکترومغناطیس و رادیویی توسط «مارکنی»، امکان نشر صدا و تصویر برای جهانیان بوجود آمد و با ورود رادیو و تلویزیون و دستگاه های ویدئو به خانه‌های مردم، رسانه  جایگاه ویژه‌تری پیدا کرد چنان که در جنگ جهانی دوم، رادیو به عنوان یک رسانه فراگیر در خدمت جنگ قرار گرفت و استفاده از ابعاد تبلیغات پروپاگاندایی این رسانه، امکان فزونی روحیه ارتش خودی و تاثیر گذاری منفی بر ارتش دشمن را برای طرفین جنگ ایجاد کرد.

رسانه رادیو، اگر چه بهره‌های جنگی برای جنگاوران داشت ولی  هنوز هم که هست، شنیدن یک صدای مخملی، گوش دادن به ترانه‌ها و شنیدن اخبار از ماندنی‌ترین کاربردهای این رسانه به شمار می‌رود. ارتباطی شنیداری که یک راننده تاکسی، یک خیاط، یک بازاری و حتی یک صنعتگر، براحتی می‌تواند با دیگران برقرار کند. هر چند که رادیو رسانه‌ای بود که نیاز ارتباطی میان گروه‌های انسانی را تسری می بخشید ولی تشنگی انسان جویای ارتباطات، پایانی ندارد و نمی‌توان آن را سیراب کرد زمانی‌که، طعم شیرین ارتباط‌گری در دهانش مزه دهد از این رو بودکه با ورود تلویزیون سیاه و سفید و بعدها تلویزیون رنگی و امکان نمایش تصویر، تلویزیون به عنوان یک رسانه جذاب مورد توجه قرار گرفت و افکار عموم را با تماشای فیلم‌های صامت و بعدها غیرصامت در اختیار گرفت.

 و باز در اوج شگفتی‌آفرینی رسانه دیگری چون تلویزیون، فرزندی به نام سینما از دل فناوری‌های شنیداری و دیداری به دنیا آمد که وارد رقابت با رادیو و تلویزیون شد و همین روند ورود رسانه‌های جدید و امکان راه‌اندازی رسانه‌های خصوصی توسط بخش خصوصی و در اختیار گرفتن افکار عمومی، مطالعات ارتباطات اجتماعی را درگیر مباحث مدیریتی کرد چنان که موسسه هنر، سرگرمی و مدیریت رسانه در سال 1976 برای  تربیت و ارائه مشاوره به مدیران و کارآفرینان راه اندازی شد و در همین دوران بود که رشته مدیریت رسانه در دنشگاه‌های بزرگ جهان شکل گرفت و رسانه‌ها که نیازمند تامین هزینه‌های مالی و جذب مخاطبین بیشتر بودند دست به دامن علم و هنری شدند که به نام مدیریت رسانه می‌توانست با بهره‌مندی از دانش‌هایی چون مدیریت ، علوم روزنامه نگاری و ارتباطات اجتماعی و اقتصاد، اهداف رسانه‌های عمومی، خصوصی و دولتی را برآورده سازد.

comment شما()