پاستور:
شانس فقط سراغ افرادی میرود که ذهن آماده دارند
پاستور:
شانس فقط سراغ افرادی میرود که ذهن آماده دارند
چگونه یک وبلاگ می تواند منبع اطلاعاتی باشد؟
یکی از دلایل اصلی توجه به وبلاگ ها ، متفاوت بودن نوع اطلاعاتی است که در این رسانه های اجتماعی ارائه می شود یعنی تمرکز براطلاعاتی که در ادبیات علمی جهان به آن اطلاعات نرم گفته می شود. اما این اطلاعات چه نوع اطلاعاتی هستند ؟ و چگونه منجر به ایجاد تقاضا برای مخاطب می شوند؟
در پاسخ به این پرسشها ، لازم است تا آشنایی مختصری با " داده های سخت " داشته باشیم این داده ها که قابل شمارش هستند و در قالب ارقام نمایش داده می شوند بدلیل دارا بودن اعتباربیرونی حاصل از آمارگیری های متعدد ، دارای اعتبار هستند و توسط نهادهای علمی معتبر منتشر می شوند.
اما از سوی دیگر، باید ها و نباید های مورد توجه در جوامع با یکدیگر متفاوت هستند چنانکه در بعضی از جوامع ، اطلاعات متقن آماری دارای وجهه اعتبارمندی بالاتری نسبت به داده های غیر قابل شمارشند و در جوامع دیگر توجه به سنت ها و تخمین های غیر علمی از اعتبار بیشتری برخوردارند . یعنی داده ها یی که آنها را " داده های نرم " می نامند ، داده هایی که بر اساس حدسیات و احتمالات شکل می گیرند و هیچ گونه اعتبار آماری ندارند. برای مثال شم و احساس یک بازرگان در سرمایه گذاری یا توجه یک شرکت بازرگانی در انتخاب رنگ سبز در ارائه محصولات نساجی خود به کشورهای اسلامی که از جمله داده های نرم به شمار می آیند که برگرفته از تجربیات افراد در طول سالها تجربه بوده و یا از تامل در تفاوت های فرهنگی جوامع بدست می آیند.
بنابراین داده های نرم که توسط نویسنده پردازش شده و در قالب اطلاعات نرم بر روی صفحات وب نقش می بندد اطلاعاتی است که کمتر می توان در منابع و اسناد علمی پیدا کرد ، این اطلاعات که بدون انجام پژوهش و سرمایه گذاری های کلان در وبلاگها قابل دسترسی است نکته تمایز یک بلاگ را ایجاد می کند و برای همین هم ، یک وبلاگ نویس با مهارت و تبحری که در انتخاب نوع اطلاعات می تواند داشته باشد امکان منبع بودن را برای وبلاگش به ارمغان می آورد یعنی بدون اینکه نیاز به تامین اعتبار از سوی نهادهای علمی باشد فقط و فقط با توجه به ویژگی های فرهنگی جوامع و تجربه های خویش می رود تا " روزنامه نگاری وبلاگی " را رقم زند.
نوشتن درباره مواد آموزشی کمی تامل بر انگیز است ، این مواد و وسایل که در هر رشته ای بنابر اقتضا و نیاز کاربرد متفاوت دارند در بیشتر اوقات با عنوان رسانه ها جمع بندی می شوند و این رسانه ها که با توجه به نوع مخاطبان و شرایط آموزشی آنها به کار گرفته می شوند تحت تاثیر ویژگیهای فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و حتی شرایط اقلیمی دانش آموزان انتخاب می شوند ، در واقع انتخاب صحیح و درست از میان انواع مواد آموزشی ، جزو مهارت های مدیران مراکز آموزشی به شمار می آید.
همچنین بر اساس نقش های متفاوت یک رسانه ، کارکرد آموزشی از جمله کارکردهائی است که توانایی هم پوشانی با حوزه های مدیریت آموزشی و مدیریت فرهنگی یک جامعه را داراست یعنی یک رسانه با ایفای نقش آموزش محور می رود تا در بهبود و روان سازی استراتژی های مدیریت آموزشی و مدیریت فرهنگی یک کشور ، جایگاه ویژه ای را کسب کند. بایدها و نبایدهای تدوین این استراتژی های آموزشی متاثر از همان ویژگی هایی است که مدیر مرکز آموزشی را به شناخت ویژگیهای فرهنگی ، اقتصادی و اقلیمی دانش آموز متحمل می سازد یعنی امکان عرضه رسانه و امکان بهره برداری مناسب از رسانه همان چیزی است که مدیریت رسانه را به میدان می کشد.
در تعاریف ها و نظرات مدیریت تکنولوژی آموزشی ، تفاوت هایی میان رسانه های آموزشی و وسایل کمک آموزشی مطرح شده است که بر اساس این دیدگاه ها ، رسانه آموزشی به عوامل ، وسایل و یا ابزاری گفته می شود که کل محتوای آموزشی را به فراگیران منتقل می کند و در مقابل ، مواد و وسایل کمک آموزشی ، وسایلی هستند که تنها در بخش آموزش مورد استفاده قرار می گیرند مانند گچ ، تخته سیاه و .. . بنابراین رسانه های آموزشی ابزارهایی هستند که در انتقال مفاهیم نقش داشته و به عنوان بخش نرم افزاری نیز کاربرد دارند و وسایل کمک آموزشی که منحصرا نقش سخت افزاری را دارند نقشی در انتقال مفاهیم ندارند.
" براون" ،" لوایزر" و "هارکلرود" در سال 1995 به طور خلاصه چند اصل عمومی را برای راهنمائی در انتخاب و استفاده از رسانه ها معرفی کرده اند که به عقیده این پژوهشگران ، هیچ رسانه ، رویه یا تجربه خا صی نمی تواند به تنهائی برای یادگیری بهترین باشد و در موقع انتخاب رسانه باید از هماهنگی میان رسانه و اهداف رفتاری آموزشی اطمینان یافت و در نهایت ، استفاده موثر از یک رسانه در امر آموزش یک موضوع خاص ، مستلزم شناخت کافی آن رسانه و دا شتن مهارت لازم برای آن کارمی باشد .
بدین ترتیب ، انواع رسانه هایی که می توان مطرح کرد در اغلب اوقات دارای اهداف میان فردی و جمعی هستند مانند رسانه های کوچکی چون فیلیپ چارت ، بروشور ،اسلاید، پوستر، نوار ویدیوئی ونوار کاست و رسانه های جمعی چون رادیو، تلویزیون، فیلم ،مجله، روزنامه، تئاتر، موسیقی . در این میان ، اینترنت و شبکه های اجتماعی نیز از جمله رسانه های آموزشی نوینی هستند که با عنوان رسانه های اجتماعی ، حضور فعال خود را در عرصه های آموزشی رقم زده اند ، امروزه این رسانه های نوین بدلیل جذابیت ها و داشتن عنصر فعال اجتماعی ، گوی سبقت را از سایر رسانه ها ربوده اند.
اما هر فناوری نوینی که پا به میدان می گذارد استحقاق توجه و انتخاب را ندارد آن چنانکه یک مدیر رسانه آموزشی با بررسی ویژگیهای جامعه آموزشی خود ، میزان اثر بخشی هر رسانه را تشخیص می دهد و در دراز مدت ، کارایی نمی تواند اثر بخشی رسانه و اهداف آموزشی را تامین کند. بنابراین در انتخاب رسانه ، ویژگیهای فرهنگی دارای اولویت بالاتری هستند چنانکه بر اساس اعتقاد کنفوسیوس ، یک عکس دارای هزاران کلمه است و بر اساس فرهنگ شفاهی ایرانیان ، رادیو و رسانه های شنیداری جایگاه ویژه تری را دارا هستند.
در نتیجه مدیریت رسانه می تواند با داشتن یک دید اعم و اخص به مدیریت آموزشی نقش فعالی را در موفقیت اهداف آموزشی داشته باشد و رسانه ها به عنوان استراتژی های آموزشی می توانند موفقیت مدیریت آموزشی را تضمین کنند.
کتاب به عنوان یک ابزار ارتباطی که انتقال مفاهیم و دانش را برعهده دارد با قدمت هزاران ساله ، از قدیمی ترین رسانه های بشری به شمار می آید . این رسانه چه در قالب کتیبه های سفالی که در کتابخانه های بابل نگهداری می شد و چه در قالب مجموعه ای از کاغذهای پاپیروس که مردمان رود نیل تدارک می دیدند و چه در قالب کتابهای " کُدکس " و چه در قالب کتاب های کاغذی و الکترونیکی امروز، مهمان گنجه ها شده است. این رسانه که به طول عمر بشریت قدمت دارد از دیرباز با تاریخ انسان عجین است ، از پادشاهان قدبرافراشته تا برانداخته ، از حاکمان دانش افروز تا خشم افروخته ، از کتابخانه های باشکوه تا سامانه های سوخته و تا کتابداران برجسته و دانشمندی چون ابن سینا ، همه جزو تاریخ و عمر کتاب هستند.
اما بررسی جایگاه این رسانه با رویکردهای متفاوتی محقق می شود که چه در مخازن کلیساها ، به عنوان اسیر به زنجیر کشیده کشیشان وچه به عنوان سوغات دولت عثمانی برای سرزمین های در اختیار گرفته ، همه نشانگر جایگاه خاص این رسانه هستند که نشان می دهد هر دولت و حکومتی بنابر مصلحت خویش از آن سود جسته است. اما در این میان ، کتابداران نیزبعضی اوقات ، وظیفه گروه ارتباط گران را بازی می کردند که به عنوان گردانندگان رسانه ، بر مردم نفوذ داشتند و گاه مانند دروازه بانان در قرون وسطی مانع دسترسی کامل و اثر بخش جامعه به این رسانه می شدند .
اما زمانی که در قرن نوزدهم اولین دانشکده های کتابداری در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد ، رسانه کتاب وارد عرصه ای شد که کتابداری به عنوان یکی از حرفه های نیازمند به آموزش در جرگه رسانه هایی قرارگرفت که برای دسترسی و بازیابی آن ، سیستم رده بندی کنگره و دیویی شکل گرفتند که رده بندی دیویی به عنوان یک رده دهدهی و مبتنی بر شماره های اعشاری است و رده بندی کنگره که برخاسته از کتابخانه کنگره آمریکاست مبتنی بر رده های موضوعی است . در این راستا، در طول تاریخ کتابداری ، دانشمندان غربی و شرقی بسیاری بودند که به دلیل الفت خویش با کتاب ، کتابداران کتابخانه ها انتخاب می شدند و یا القاب کتابدار را به عنوان یک افتخار کسب می کردند از جمله این افراد دانشمند هندی به نام " رانگاناتان " است که از پایه گذاران فلسفه کتابداری به شمار می آید، این دانشمند برجسته هندی در باب فلسفه کتابخانه و کتابداری می گوید:
بنابراین می توان برای مدیریت کتابخانه ها که مامن کتابها به شمار می آیند ویژگی های بالارا برشمرد ویژگیهایی که لزوم تهیه یک کتاب را وجود خواننده و مخاطب خاص آن می داند و برای جذب مخاطب خاص خود ، نیاز به تهیه کتاب مورد نیاز آن مخاطب را مطرح می کند رانگاناتان اعتقاد دارد که کتاب برای استفاده است و باید آن را در اختیار خواننده قرار داد و با ذکر این که نباید وقت خواننده را هدر داد اشاره به فرایند خدمات کتابداری دارد که همین مسئله در پرتو مدیریت درست در کتابخانه ها میسر می شود چرا که او باور دارد کتابخانه یک ارگانیسم زنده است . با توجه به گفته های رانگاناتان ، شاید بتوان نیم نگاهی نیز به مدیریت در رسانه ی کتاب انداخت ، یعنی در تدوین و تهیه کتاب های آموزشی ، مخاطب را در نظر گرفت و کتاب آموزشی مورد نیاز او را تهیه کرد و در یک کلام کوتاه ، با مدیریت درست بر رسانه و در رسانه کتاب ، بتوان قدرت آموزشی این رسانه را افزایش داد.
قدرت یادگیری انسان ، تحت تاثیر دو مولفه وراثت و محیط قرار دارد ، وراثت به عنوان یک مولفه غریزی و محیط به عنوان یک مولفه اکتسابی ، توان یادگیری فرد را تحت تاثیر قرار می دهند و فرد با استفاده حداکثری از توانایی های ذاتی و امکانات محیطی می رود تا آنچه را که پیشینیان آموخته اند را بیاموزد و خود ، آموزه هایی را رقم زند.
توانایی های یک فرد با چگونگی بهره مند شدن او از امکانات محیطی رابطه مستقیم دارد گاه افراد بدون داشتن هیچ گونه امکانی ، حتی مجال پیدا نمی کنند تا بدانند چه در چنته دارند و یا در کدامین پله از نردبان آموختن قرار دارند . شاید اگر فرد توان نگریستن به اطرافش را داشته باشد جایگاه خویشتن را بهتر خواهد آموخت.
تصاویر ، نمادها ، اشکال ، اعداد ، اجسام ، ایما و اشاره ها همه و همه با هم در ارتباطند همه برای آن به وجود آمدند تا معناهای مشترکی را در ذهن افراد متصور سازند و در دنیای انسانها و گاه حیوانات ، پلی باشند برای انتقال مفاهیم و آموزه های بشری. یک نماد می تواند شروع اولیه باشد برای جرقه خوردن یک ذهن تا مفاهیم تازه ای را بسازد . اما پرسش این است که آیا انسان بدون درج همه این مفاهیم ، می توانست همه را انتقال دهد؟
شاید نه ، چرا که امکان انتقال مفاهیم از طریق ابزارها و وسایلی میسر گشته است که جزو امکانات انسان دیروزی بوده است. وجود تسهیلاتی که افکار و ذهنیات انسان های پیشین را به نسل های بعدی انتقال داده است و با تمرکز بر هوش انسان ، ایده انتقال دانش را ممکن ساخته است. پس انسان های دیروز اگر ایده ای برای منتقل کردن آموخته هایشان نداشتند و دارای امکانات نبودند و چگونگی استفاده از امکانات را نمی دانستند مطمئن باشید که امروز عصر فناوری های نوین نبود.
بنابراین ، " هوش انسان " اورا وادار کرده تا با مدیریت ابزارها ، امکان زیستن را برای نسل بعدش تسهیل کند و شاید با انگیزه انتقال فرهنگ و تمدن خویش نماد ها ، تصاویر ، اجسام و.. را مدیریت کرده است. مدیریت ابزاری که ارتباط او را با دیگر انسان ها نیز میسر ساخته است ، پس به جرات می توان گفت که انسان دیروز مدیریت ارتباطات داشته است و این مدیریت را با مدیریت رسانه امکان پذیر ساخته است.