[در متن با حاشیه]


+ چند روی سکه

زندگی پر استرس، آغاز زوال است؛ به چشم گشودنی، دلت هری می‌ریزد و زیر پایت خالی؛ وجودت سست شده است از بس که بیقرار هستی و این همان، درد بی‌درمان است. نابودی و نیستی به یک طرف؛ درد و زجر و تصور بدترین حالت‌ها  هم، از طرف دیگر، همه آماده‌اند تا تو را هزاران بار قبل از مرگ بمیرانند و زنده کنند و شاید  جهنم که می‌گویند همین باشد.

ترس از زجر کشیدن عزیزان، مرگ و ناکامی آن‌ها، دنیا را برایمان تیره وتار می‌کند؛ بند بند این نوشته با فغان درآمیخته است تا آمال و آلام روزمره را در ترازوی عدالت به وزن کشد؛ فرزندانت بزرگ می‌شوند، قد می‌کشند و بلند فراخی می‌کنند ولی تو مطمئن نیستی که این فضای شوم و مرگ‌آلود، چه نقشه‌ای برایت کشیده است؛ پس آرام می‌گیری هم چون گوسفند در بند، خدا خدا می‌کنی تا آن فال بد و سیه،  ازآن تو و خانواده‌ات نباشد.

این روی سکه، تاریکی است و فضایی دهشتناک...

روی دیگر سکه نیز می‌تواند، پرورش مهارت هایی باشد که حالت را کمی بهتر کند هم چون پنجه در افکندن با دست‌ها؛ به زندگی کری می‌خوانی و هماوردطلبی می‌کنی؛ باور داری که باید مثبت بیاندیشی، کورسوی امید برایت، افکار مثبت و انرژی بخش است به دین و سنت چنگ می‌زنی، دعا می‌خوانی، شاید حتی ورد هم بگویی؛ در این حالت، حاضری به هر چیزی که حتی دم دستت است تمسک بجویی و خود را از چنگال ناکامی برهانی.

آن روی سکه، مبارزه است و عصیان‌گری ...

مستند حیوانات، بیانگر این واقعیت هستند که  همه بازیگرند؛ گاه باید زیرخاک دفن شوی تا بهترین ها را شکار کنی و گاه در چمن‌زار و دشتی فراخ، اسیر چنگال‌های تیزپایان و تیزپروازها شوی؛ فقط باید این  قانون زندگی را بدانی که شکارچی هم شکار می‌شود؛  با این تفاوت که تو می توانی عبرت بگیری و بیاموزی، تلاش کنی تا امور بهتر شوند و با منطق و عقل، در میان جبر و اختیار زندگی غوطه‌ور شوی تا هر آنچه که به اختیارت است بهترین باشد و هر چه به جبر باشد را هم‌چون تولدی تازه قلمداد کنی

روی دیگر سکه هم شاید این باشد که قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

 

comment شما()

+ پرونده مخاطب درگیر رسانه، رسانه به دنبال مخاطب

در مورد درگیری مخاطب، زیاد کار نشده است امیدوارم این پرونده بتواند دیدگاه کاربردی را داشته باشد. مطلب خودم را حتما بخوانید ارزش خواندن دارد.

comment شما()

+ اقتصاد رسانه، دنبالت می کنم

مدیریت رسانه را بسیار دوست دارم، این علم و هنر، کاملا میان رشته‌ای است و توانایی‌ها و مهارت‌های زیادی را می‌طلبد تا مشتاقان خود را به حد کمال و موفقیت برساند؛ در چند سال اخیر به لطف بعضی از دوستان، درگیر پروژه‌ها و فعالیت‌های تیمی شدم که اهمیت اقتصاد رسانه و تامین منابع مالی آن را بیشتر از پیش بر من هویدا کرد. بدین منظور، اوایل سال 93 بود که به سراغ راه اندازی یک وب‌سایت در حول این محور رفتم و با مشارکت و همکاری برخی از دوستان نیز، شروع خوبی رقم زده شد، تولد این سایت، برای من آنقدر ارزش داشت که به هیچ وجه نمی خواستم از دستش بدهم ولی به لطف خدا من یک زن هستم و یک مادر؛ فرزند دومم به دنیا آمد و نتوانستم فعالیت در این وب‌سایت را ادامه دهم، فرزند من دارد رشد می کند و بزرگ می‌شود و همراه با او ایده نوشتن و مطالعه برای اقتصاد رسانه برای من هم بیشتر عمق می‌گیرد؛ اقتصاد رسانه دنبالت می کنم.

comment شما()

+ به شیرینی دوشاب

بهرنگ منتخبی- فاطمه پورمعصوم:

کوچک‌تر که بودیم، پدربزرگ نمی‌گذاشت حتی یک «زینگیله» (حبه) انگور بر زمین بیفتد. اگر نمی‌شناختی‌اش، گمان می‌کردی پیرمردی خسیس است! اما او به تاک و تاکستانش احترام می‌گذاشت.

کسی حق نداشت پا روی شاخه‌های لاغر درخت تاک او بگذارد؛ حرمت داشت تاکستانش... . او می‌گفت انگور از همان بدو رویش تا زمانی که مصرف می‌شود، مفید است؛ از چوبش، برگش، غوره‌اش، انگورش و کشمش‌اش، همه اجزای این میوه قابل استفاده است. ارومیه سال‌هاست که پر است از این تاکستان‌ها که انگورهایش خوشه‌های انگور بهشتی روی زمین هستند و سال‌های سال انگوری که از این تاکستان‌ها بیرون می‌آید، می‌رسد به «دوشابچی خانا»؛ محله‌ای که مغازه‌دارهایش انگور را تحویل می‌گیرند و دوشاب، سبزه، کشمش، سرکه و آب میوه تحویل مشتری می‌دهند؛ محله‌ای که حداقل 150سال قدمت دارد و جای پای استادکاران زیادی در آن ثبت شده است؛ محله‌ای که امروز بنابر نیاز به حفظ و احیای آن، ثبت ملی شده است؛ محله‌ای که روزی، جزئی از بازار تاریخی ارومیه بود.

این گزارش را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

comment شما()

+ مدیریت نرم آب؛ راهکاری برای احیا و تعادل بخشی منابع آب های زیرزمینی

این یادداشت در هفتاد و ششمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات، توسط من و محمد بهنام‌رسولی به نگارش درآمده است. هدف نگارش این یادداشت تاکید بر اهمیت بکارگیری روش‌های اطلاع رسانی و تقویت فرهنگ عمومی در حفظ منابع آب بویژه آب‌های زیرزمینی است. برای دریافت و مطالعه آن می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

comment شما()

+ سومین همایش تغییر اقلیم و تاثیر آن بر کشاورزی و محیط زیست

سال گذشته، در روز 29 بهمن، مقاله ای را در رابطه با کاربرد رسانه های اجتماعی و مسائل محیط زیستی آب و خاک در قالب پاورپوینت ارائه دادم برای دریافت آن به اینجا مراجعه کنید.

ن: تجربه خوبی هم در رابطه با تدوین کلیپ با موضوع محیط زیست داشتم که خوشبختانه مورد توجه شرکت کنندگان قرار گرفت.

comment شما()

+ آبم آرزوست

تمدن و فرهنگ، ظرف و مظروف هستند؛

نمی توان در لیوان شکسته و ترک خورده، آبی گوارا و بدون دغدغه خورد

 و نیز نمی توان در یک لیوان مجلل، آبی آلوده و راکد به دلچسبی نوشید.

همان بس که فقط آبی گوارا و دلچسب برایم آرزوست.

 

«به فکر آب باشیم، نان مان هم در گرو  آب است»

comment شما()

+ نقش ارتباطات در مدیریت بحران

پرونده ارتباطات شماره 68 ماهنامه مدیریت ارتباطات زیر نظر دکتر «حمیدرضا نجفی» با عنوان «نقش ارتباطات در مدیریت بحران»، به مطالبی با عناوین زیر پرداخته است:

- نقش ارتباطات در مدیریت بحران

- «مدیریت رسانه‌ای بحران زیست‌محیطی آب و خاک با تمرکز بر کاربری رسانه‌های اجتماعی» نوشته فاطمه پورمعصوم

- «ملاحظات مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در بحران‌های شهر تهران با تکیه بر نقش تلفن همراه و زیرساخت‌های مخابراتی» نوشته مریم حاج محمدی

- «مدیریت رسانه در بحران‌های زیست‌محیطی» نوشته شکوفه کریمی

comment شما()

+ پرونده کارکرد رسانه در آموزش

 در شماره « 66 » ماهنامه مدیریت ارتباطات، تیم کوچک و دوستانه ما، یادداشت های زیر را در این شماره کار کرده اند:

--  محصولات رسانه‌ای با کدام هدف، آموزش یا پرورش نوشته حمیدرضا نجفی

-  اپلیکیشن‌های آموزشی همراه در یک نگاه نوشته مشترک مریم محمدی، معصومه رشیدی

-  وب‌سایت‌هایی با دوره‌های آموزشی آنلاین نوشته محمدجواد منصورزاده

-  رسانه‌‌ای همراه برای آموزش نوشته مریم محمدی

-  ارتباطات راه دور، بارقه امید آموزش نوشته میترا باغ جنتی

 - رسانه‌های آموزشی یا کارکرد رسانه در آموزش نوشته فاطمه پورمعصوم

comment شما()

+ ارتباطات فرهنگی و کسب و کار موفق

کتاب خوبی هست ارزش یک بار خواندن را دارد.  البته من فقط در ترجمه همکاری داشتم و تالیفی را در این کتاب انجام نداده ام.

نویسندگان: پروفسور علی اکبر فرهنگی- مستوره عزت زاده- فاطمه پور معصوم

 

comment شما()

+ سی سال، یک نتیجه: «هر شکست، تلنگری از قدرت انتخاب‌هایم است»

در کشاکش لحظه‌ها و دقیقه‌هایی که بر من در این سی سال گذشته است، زیباترین آن ها، همان لحظه‌هایی است که با خود خلوت کرده‌ام. من برخلاف بسیاری، غبطه‌ی دوران کودکی را نمی‌خورم. هر چند که نفس کشیدن در یک هوای پاک و عاری از هر گونه گرد وغبار کینه و حسد، براستی که ستودنی است. اما من عاشق ان لحظه‌هایی هستم که با کتاب‌ها بودم، روح عطش‌ناپذیر من، هر روز گام در مسیری تازه می‌گذاشت. آن کنج کتابخانه که مطمئن هستم خیلی خوب به یادم می‌آورد، دوست بودیم، هر هفته، ساعتی از مدرسه را به این کنج می‌سپردم تا با من در حرکت از مسیر عرفان با گلشن راز هم‌آوا شود، لختی با واگویه‌های لئو تولستوی، داستایوفسکی، چارلز دیکنز تن و روان را صیقل می‌ دادیم. من ان روزها، همان روزها که حساب و هندسه، کلافه‌ام می‌کرد به قدرت کتاب پی بردم. آن‌گاه که  شاهد یک اعجاز بودم و هم اکنون که سی سال هم تمام شد، من یک بانوی سی ساله هستم. سی سال با تجربه‌ها و گردآوردن خاطرات انبوه. امروز من و قلمم بیشتر از همیشه با هم دوست شده‌ایم با همان قدرت تکیه بر واژه‌ها که از کتاب‌ها  آموخته‌ام. 

comment شما()

+ وب سایت مطالعاتی اقتصاد رسانه

comment شما()

← صفحه بعد